ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١١٩ - بيان آيات
كه چنين خدايى قابل پرستش نيست.
در آيه مزبور از اين توهم جواب داده كه: نه خداى تعالى از آنچه ستمكاران مىكنند غافل نيست و وعدهاى را هم كه به پيغمبرانش داده خلف نمىكند. و چگونه غافل است و خلف وعده مىكند با اينكه او داناى به مكر و عزيزى صاحب انتقام است، بلكه اگر آنها را به خشم خود نمىگيرد براى اين است كه مىخواهد عذابشان را براى روز سختى تاخير بيندازد، و آن روز جزاست. علاوه بر اينكه در همين دنيا هم آنها را عذاب خواهد كرد، هم چنان كه امتهاى گذشته را هلاك نمود.
و آن گاه سوره مورد بحث را به آيه زير كه جامعترين آيات نسبت به غرض اين سوره است ختم نموده و فرموده است:(هذا بَلاغٌ لِلنَّاسِ وَ لِيُنْذَرُوا بِهِ وَ لِيَعْلَمُوا أَنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ وَ لِيَذَّكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ) كه بيانش به زودى خواهد آمد- ان شاء اللَّه.
( وَ لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ) ...(وَ أَفْئِدَتُهُمْ هَواءٌ ).
كلمه تشخص از شخص به معناى باز ايستادن حدقه چشم است. و مهطع از هطع به معناى اين است كه شتر سر خود را بلند كرد. و همچنين مقنع از اقنع است كه آن نيز به معناى سربلند كردن است. و معناى اينكه فرمود:(لا يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ طَرْفُهُمْ) اين است كه از شدت هول و ترس از آنچه مىبينند قادر نيستند چشم خود را بگردانند. و معناى(أَفْئِدَتُهُمْ هَواءٌ) اين است كه از شدت و وحشت قيامت دلهايشان از تعقل و تدبير خالى مىشود. و يا به كلى عقلشان را زايل مىسازد.
و معناى آيه اينست كه: تو از اينكه مىبينى ستمكاران غرق در عيش و هوسرانى و سرگرم فساد انگيختن در زمينند مپندار كه خدا از آنچه مىكنند غافل است، بلكه ايشان را مهلت داده و عذابشان را تاخير انداخته براى فرا رسيدن روزى كه چشمها در حدقه از حركت باز مىايستد، در حالى كه همينها گردن مىكشند و چشمها خيره مىكنند و دلهايشان دهشت زده مىشود و از شدت موقف، حيله و تدبير را از ياد مىبرند. اين آيه براى ستمكاران انذار و براى ديگران جنبه تسليت را دارد.
(وَ أَنْذِرِ النَّاسَ يَوْمَ يَأْتِيهِمُ الْعَذابُ ...) اين آيه انذار بعد از انذار است كه البته ميان اين دو انذار از دو جهت تفاوت است:
جهت اول اينكه انذار در دو آيه قبلى انذار به عذابى است كه خداوند براى روز قيامت آماده كرده است، و اما انذار در اين آيه و ما بعد آن، انذار به عذاب استيصال