ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٨٦ - معناى سؤال و توضيح مراد از جمله آتاكم من كل ما سألتموه خداوند از تمام آنچه از او خواستيد به شما داد
خداى سبحان يگانه مسئولى است كه، تمامى موجودات، هم به حقيقت معناى سؤال از او چيزى مىخواهند و هم بعضى از مردم- يعنى مردم با ايمان- به سؤال زبانى از او در خواست مىكنند.
اين نسبت به سؤال، و اما نسبت به پاسخ خدا و اعطاى او كه به طور مطلق و بدون هيچ قيد و استثنايى آورده و او را معطى على الاطلاق معرفى نموده كه خود مىتواند دليل بر اين باشد كه هيچ سؤالى نيست مگر آنكه خداوند در آنجا عطائى دارد، و همين قرينه است بر اينكه در جمله(وَ آتاكُمْ مِنْ كُلِّ ما سَأَلْتُمُوهُ) خطاب به نوع است، هم چنان كه جمله ذيل آيه كه مىفرمايد:(إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ) مؤيد همين مطلب است.
در نتيجه معناى آيه اينگونه مىشود كه: هيچ انسانى در رابطه با انسانيتش به هيچ نعمتى محتاج نمىشود مگر آنكه خداوند آن را بر آورده مىكند حال يا همه آن را، و يا بعضى از آن را. و خلاصه براى نوع انسان هيچ حاجتى زمين نمىماند هر چند كه ممكن است افرادى از انسان محتاج بوده و حتى سؤال هم كرده باشند ليكن حاجتشان بر آورده نباشد.
اين معنى را جمله(أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ)[١] تاييد مىكند. و ما در تفسير آن گفتيم كه خداى تعالى دعاى دعا كننده خود را رد نمىكند مگر آنكه در حقيقت دعاء نباشد، و يا اگر دعاء هست، دعاى از خدا نباشد، و يا تنها از خدا نباشد، و چه بسيار مىشود كه آدمى زبانش با دلش يكسان نبوده و يا دعايش بيهوده گويى است، ولى نوع انسان دچار هذيان و بيهودهسرايى نمىشود، و هيچگاه مرتكب نفاق و دورويى نمىگردد، و جز خداى سبحان رب و پروردگار ديگرى نمىشناسد. در نتيجه هر وقت به حاجتى برخورد، از او به معناى حقيقى كلمه درخواست و سؤال مىكند، و از خود او هم سؤال مىكند نه از غير او. و لذا مىبينيم تمامى حوائجش بر آورده است، و همه سؤالاتش داده شده و تمامى دعاهايش مستجاب است.
از آنچه گذشت روشن گرديد كه كلمه من در جمله(مِنْ كُلِّ ما سَأَلْتُمُوهُ) ابتدائيه است و معنايش اين است كه آنچه كه خداى تعالى مىدهد از چيزهايى است كه سؤال مىكنند، حال چه همه آنها باشد، و چه بعضى از آنها.
[١] من خواسته كسانى كه مرا بخوانند، اجابت مىكنم. سوره بقره، آيه ١٨٦.