ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٤٠
كرده است[١].
و در الدر المنثور است كه ابن مردويه از انس بن مالك روايت كرده كه گفت:
رسول خدا ٦ فرمود: هيچ بندهاى نيست كه امتى به نفع او شهادت دهد مگر آنكه خدا آن شهادت را قبول مىكند، و امت از يك نفر به بالا است، چون خداى تعالى فرموده:(إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً لِلَّهِ حَنِيفاً وَ لَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ)[٢].
مؤلف: در تفسير آيات شهادت مطالبى گذشت كه با اين حديث ارتباط دارد.
و در تفسير عياشى از سماعة بن مهران روايت كرده كه گفت: من از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود: روزگارى بود كه در تمام روى زمين جز يك نفر خدا را پرستش نمىكرد، و اگر غير او فرد ديگرى بود خداوند در آيه(إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً لِلَّهِ حَنِيفاً وَ لَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ) او را هم اضافه مىكرد، پس از مدتى خدا او را با پديد آوردن اسماعيل و اسحاق مانوس نموده سه نفر شدند[٣].
مؤلف: اين روايت را كافى هم به سند خود از سماعة از عبد صالح نقل كرده است[٤].
و در الدر المنثور است كه شافعى و بخارى و مسلم از ابو هريره روايت آوردهاند كه رسول خدا ٦ فرمود: مائيم آخرون سابقون در روز قيامت، جز اينكه سابقون اولون قبل از ما داراى كتاب شدند، و ما بعد از ايشان صاحب كتاب شديم آن گاه همين روز جمعه بود كه برايشان واجب شد تا آن را روز تعطيل و عبادت قرار دهند، ولى در باره آن اختلاف كردند، و خداوند هدايت بسوى آن را به ما موهبت فرمود، مردم هم تابع ما هستند، يهود فردا و نصاراى پس فردا.[٥] مؤلف: مثل اين روايت از احمد و مسلم از ابو هريره و حذيفه از رسول خدا ٦ نقل شده، ولى در تفسير آيه وارد نشده.
و نيز در آن كتاب است كه ابن مردويه از ابى ليلى اشعرى روايت كرده كه گفت:
رسول خدا ٦ فرمود: به اطاعت پيشوايان تمسك جوييد و مخالفت نورزيد،
[١] تفسير برهان، ج ٢، ص ٣٨٦، ح ٣.
[٢] الدر المنثور، ج ٤، ص ١٣٤.
[٣] تفسير عياشى، ج ٢، ص ٢٧٤، ح ٨٤.
[٤] كافى، تفسير برهان، ج ٢، ص ٣٨٨، ح ١٠.
[٥] الدر المنثور، ج ٤، ص ١٣٤.