ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٠٤ - دو روايت در ذيل آيه من عمل صالحا من ذكر أو أنثى و هو مؤمن فلنحيينه حياة طيبة
وارد شد و فرمود چرا در اين مساله از كتاب خدا استفاده نمىكنيد؟ گفتند: مگر در قرآن هم راجع به اين موضوع چيزى هست؟ فرمود: در آيه شريفه(إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ) كه عدل و احسان تفضل است.[١] مؤلف: اين روايت را عياشى[٢] از عمرو بن عثمان عاصى از آن جناب روايت كرده و سيوطى[٣] در الدر المنثور از ابن نجار در تاريخ خود از طريق عكلى از پدرش از آن جناب روايت كرده، و عبارت روايت وى چنين است: على بن ابى طالب (ع) بر قومى گذشت كه مشغول بحث بودند، پرسيد پيرامون چه بحث مىكنيد؟ گفتند: در باره مروت بحث مىكنيم، فرمود: آيا كلام خداوند در كتابش در باره اين موضوع شما را كافى نيست كه مىفرمايد:(إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ) زيرا عدالت انصاف و احسان تفضل است.
مؤلف: در عدهاى[٤] از روايات عدل، به توحيد تفسير شده، و در بعضى[٥] ديگر به شهادتين، و احسان به ولايت و در عدهاى[٦] ديگر حرمت نقض عهد، بوجوب ثبات بر ولايت معنا و ارجاع شده است.
[دو روايت در ذيل آيه:(مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً)]
و در تفسير قمى در ذيل آيه(مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً ...) از معصوم روايت كرده كه فرمود: منظور از حيات طيبة قناعت است[٧].
و در كتاب معانى به سند خود از ابن ابى عمير از بعضى از راويان شيعه از امام صادق (ع) روايت كرده كه شخصى به حضرتش عرض كرد: ابا الخطاب هر جا مىنشيند، از شما نقل مىكند، كه فرمودهايد: وقتى حق را شناختى ديگر هر عملى كه مىخواهى بكنى بكن، فرمود: خدا لعنت كند ابا الخطاب را، به خدا قسم من اينطور نگفتم بلكه گفتم: وقتى حق را شناختى هر عمل خيرى كه خواستى بكن زيرا خدا از تو قبول مىكند، چون خودش فرموده:(مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيها بِغَيْرِ حِسابٍ) و نيز فرموده:
[١] تفسير برهان، ج ٢، ص ٣٨١، ح ٣.
[٢] تفسير عياشى، ج ٢، ص ٢٦٧، ح ٦١.
[٣] الدر المنثور، ج ٤، ص ١٢٨.
[٤] مجمع البيان، ج ٦، ص ٣٨٠.
[٥] نور الثقلين، ج ٣، ص ٧٧، ح ١٩٣.
[٦] تفسير برهان، ج ٢، ص ٣٨٢، ح ١.
[٧] تفسير قمى، ج ١، ص ٣٩٠.