ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٠٣ - بحث روايتى رواياتى در ذيل آيه إن الله يأمر بالعدل و الإحسان و بيان مراد از عدل و احسان
مؤلف: اين روايت را از ابن عباس از عثمان بن مظعون نيز نقل كرده است[١].
و در مجمع البيان گفته كه روايتى رسيده كه عثمان بن مظعون گفت: از بس كه رسول خدا ٦ اسلام را بر من عرضه كرد از روى رودربايستى اسلام آوردم و اسلام در قلبم جاى نگرفته بود، تا آنكه روزى نزدش نشسته بودم و او سرگرم تفكر و دقت بود، ناگهان چشمها را به آسمان خيره نمود بطورى كه گويى چيزى مىپرسد، بعد از آنكه آن حال تمام شد، از حالش پرسيدم فرمود: بلى، موقعى كه داشتم با تو حرف مىزدم جبرئيل را در هوا ديدم كه نزدم مىآيد، پس از لحظهاى نزدم آمد و اين آيه را نازل كرد:(إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ)، آن گاه آيه را تا به آخر بر من تلاوت كردند، در نتيجه اسلام در قلبم جاى گرفت.
آن گاه نزد عمويش ابو طالب رفته و جريان را برايش تعريف كردم، او گفت: اى آل قريش؟ محمد را پيروى كنيد تا ارشاد شويد، زيرا او شما را جز به مكارم اخلاق وادار نمىكند، آن گاه نزد وليد بن مغيره رفته اين آيه را برايش خواندم گفت اگر اين را محمد گفته باشد خيلى خوب گفته، و اگر هم پروردگارش گفته باز خوب گفته، عثمان مىگويد آيه(أَ فَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى وَ أَعْطى قَلِيلًا وَ أَكْدى) در باره وليد و گفتهاش نازل شد، تا آخر حديث[٢].
باز در مجمع از عكرمه روايت كرده كه گفت: رسول خدا ٦ اين آيه را بر وليد بن مغيره خواندند، وليد گفت: برادر زاده دوباره بخوان، رسول خدا ٦ دوباره برايش خواند، او گفت راستى عجب حلاوتى و عجب زيبايى و بهجتى دارد، بالايش ميوهدار و پائينش پر جوانه است، و اين قطعا سخن بشر نيست.[٣] و در تفسير قمى به سند خود از اسماعيل بن مسلم از امام صادق (ع) روايت كرده كه در تفسير آيه مزبور فرموده: خدا در بندگانش هيچ امرى ندارد، مگر همان امر به عدل و احسان[٤].
و در تفسير برهان از ابن بابويه و او به سند خود از عمرو بن عثمان نقل مىكند كه گفت: روزى على (ع) بر اصحاب خود كه سرگرم مذاكره در پيرامون مروت بودند
[١] الدر المنثور، ج ٤، ص ١٢٨.
[٢] مجمع البيان، ج ٦، ص ٣٨٠.
[٣] مجمع البيان، ج ٦، ص ٣٨١.
[٤] تفسير قمى، ج ١، ص ٣٨٨.