ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٠١ - شرح و تفصيل جواب خداى سبحان به افتراى مشركين به رسول خدا
به وى مىزنيد كه بشرى به او تعليم مىدهد، و او آن را به خدا نسبت داده افتراء مىبندد، اگر مقصود شما از تعليم، تلقين الفاظ است و قرآن كريم كلام آن مرد است، نه كلام خدا، جوابش اين است كه آن مرد غير عرب است، و اين قرآن به زبان عربى مبين است.
و اگر منظورتان اين است كه آن مرد معانى و معارف قرآنى را باو ياد مىدهد، و الفاظ از رسول خدا ٦ است، و او الفاظ خود را به خدا افتراء مىبندد، جوابتان اين است كه معارف حقيقىاى قرآن در بر دارد كه هيچ صاحب عقلى در حقيقى بودن آن شك ننموده و تمامى عقول، مجبور و مضطر در قبول آنند، اگر رسول خدا ٦ آنها را از بشرى گرفته بود خودش نسبت به آنها ايمان نمىداشت، و حال آنكه او به آيات خدا ايمان دارد و اگر ايمان نمىداشت خدا هدايتش نمىكرد، چون خدا كسى را كه به آياتش ايمان ندارد هدايت نمىكند، و چون مؤمن به آيات خداست، ديگر به خدا افتراء نمىبندد، چون به خدا افتراء نمىبندد مگر كسى كه ايمان به آيات او نداشته باشد، پس اين قرآن افتراء نيست، و از بشرى گرفته نشده، بلكه منسوب به خداى سبحان است.
پس جمله(لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ) جواب از فرض اول است و آن اين بود كه قرآن با الفاظش از بشرى گرفته شده باشد، و او به رسول خدا ٦ تلقين كرده باشد، و معناى جوابش اين شد كه زبان آن مردى كه شما مىگوئيد و بدان متوجهيد (يعنى منظورتان اوست) لسان غير عربى است، يعنى غير فصيح و غير روشن است، و اين قرآنى كه بر شما تلاوت مىشود، زبان عربى روشن است، آن وقت چگونه ممكن است تصور شود كسى كه عربى فصيح نمىداند، به اين فصاحت سخن بگويد؟
و جمله(إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ) تا آخر دو آيه جواب از فرض دوم اشكال است، و آن اين بود كه شخص مورد نظر معانى و معارف قرآن را به آن جناب تعليم داده باشد، و او آن را به خدا افتراء ببندد.
و معناى جواب آن اين است كه كسانى كه ايمان به آيات خدا ندارند و به آن كفر مىورزند خدا بسوى معارف حق هدايتشان نمىكند، و عذابى دردناك خواهند داشت، و رسول خدا ٦ مؤمن به آيات خداست، چون او مهدى به هدايت خداست، و كسانى به خدا افتراء مىبندند كه به آيات خدا ايمان نداشته باشند، و آنان دروغگويانند كه دائما بر دروغگويى خود استمرار دارند، و اما مثل رسول خدا ٦ كسى كه مؤمن به آيات خدا است، هرگز به خدا دروغ نمىبندد و اصلا دروغ نمىگويد، پس اين