ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٨٤ - تمثيل نقض عهد به پنبه كردن خود رشته
و جمله(تَتَّخِذُونَ أَيْمانَكُمْ دَخَلًا بَيْنَكُمْ أَنْ تَكُونَ أُمَّةٌ هِيَ أَرْبى مِنْ أُمَّةٍ) معنايش اين است كه شما قسمهاى خود را وسيله غدر و نيرنگ و خيانت قرار مىدهيد، و با آن، دلهاى مردم را خوش مىكنيد آن وقت خيانت و خدعه را پياده مىسازيد و عهدى كه با مردم بستهايد نقض مىكنيد تا به اين وسيله خود را امتى پولدارتر از امت ديگرى قرار دهيد.
پس مراد از دخل وسيله آن است و اين از باب نهادن اسم مسبب بر روى سبب است، و جمله(أَنْ تَكُونَ أُمَّةٌ) مفعول له به تقدير لام است، و كلام در اين آيه خود يك نوع بيان براى نقض سوگند است، يعنى سوگند مىخوريد تا ثروتمند شويد، و يا بيان براى آن مثل است كه چگونه مانند آن زنى هستيد كه رشته خود را پنبه مىكرد، و حاصل معنايش اين مىشود كه مثل شما در دخل (دغل) گرفتن سوگند خود مثل آن زن است، مطلب خود را با سوگند محكم مىكنيد و گره مىزنيد، آن گاه همان تافتهها را بدست خود يعنى با خيانت و خدعهاى كه مىكنيد باز نموده، پنبهاش مىسازيد با اينكه خدا هم شما را از اينكار نهى كرده بود.
بعضى[١] از مفسرين گفتهاند جمله مورد بحث استفهام انكارى است.
(إِنَّما يَبْلُوكُمُ اللَّهُ بِهِ ...) يعنى اين خود امتحانى است الهى كه شما را با آن مىآزمايد، و سوگند مىخورم كه به زودى در روز قيامت شما را به آنچه در آن اختلاف مىكرديد متوجه مىسازد آن وقت خواهيد فهميد حقيقت آنچه كه در دنيا بر سرش تكالب مىكرديد و به جان هم مىافتاديد و براى محو آثار حق، راه باطل را طى مىكرديد، آن روز به خوبى معلوم مىشود كه چه كسى گمراه و چه كسى در غير گمراه بوده است.
(وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ ...).
بعد از آنكه كلام به ذكر اختلاف ايشان منجر شد همان اختلاف را بيان كرده فرمود:
اين اختلاف غرض الهى از خلقتشان را نقض نمىكند و او را عاجز نمىسازد، و اگر خدا مىخواست همه آنان را امتى واحد مىكرد كه اختلافى بينشان نباشد، و ليكن خداى سبحان خودش آنها را مختلف خلق كرد، يكى را هدايت و يكى را گمراه نمود.
و بدين جهت چنين كرد كه حكمت خداوند سبحان اقتضاء مىنمود كه سعادت و شقاوت بشر بر اساس اختيار بوده باشد، و راه اطاعت را كه منتهى به سعادت آنان مىشود و راه شقاوت را كه منتهى به بدبختى ايشان مىگردد برايشان بيان كرد تا هر كس راه معصيت را
[١] روح المعانى، ج ١٤، ص ٢٢٢.