ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٨١ - انذار و تهديد مشركين كه از در مكر به خدا و پيامبرانش گناه مىكردند(مكروا السيئات)
[انذار و تهديد مشركين كه از در مكر به خدا و پيامبرانش گناه مىكردند (مكروا السيئات)]
(أَ فَأَمِنَ الَّذِينَ مَكَرُوا السَّيِّئاتِ أَنْ يَخْسِفَ اللَّهُ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذابُ مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ).
اين آيه و دو آيه بعد از آن انذار و تهديد مشركين است كه غير خدا را عبادت نموده و احكام و شرايعى براى خود تشريع مىكردند و در زندگى، سنتهايى را براى خود به وجود مىآوردند و از شرايع خدا كه از راه نبوت رسيده بود اعراض مىجستند، و بر اين عمل به حجتهاى پوچ و بى اعتبارى استدلال مىكردند كه خود براى خويش تراشيده بودند، و همه حركت و سكون و اخذ ورد و فعل و تركشان گناه بود، و سربار همه اينها آن استكبار و غرورى بود كه در دماغ داشتند، همه اينها گناهانى بود كه از در مكر به خدا و به فرستادگان او كه بدين خدا و به لزوم سبيل او دعوت مىكردند مىورزيدند.
پس كلمه السيئات در آيه شريفه مفعول كلمه مكروا است، كه معناى عملوا را متضمن است و(مَكَرُوا السَّيِّئاتِ) يعنى عملوا السيئات مكرا- از در مكر مرتكب سيئات شدند ، و اينكه بعضى[١] احتمال دادهاند كه سيئات وصفى باشد كه در جاى مفعول مطلق قرار گرفته و تقدير كلام، يمكرون المكرات السيئات- مكر مىكردند مكرهاى بدى صحيح نيست، زيرا از سياق آيه به دور است.
و كوتاه سخن اينكه: كلام، در تهديد مشركين و انذار ايشان است به عذاب الهى كه مشركين مكه هم داخل ايشانند، و اين كلام از فروعات مطالب گذشته است، و بهمين جهت فاء تفريع بر سر جمله آورده، فرموده ا فامن .
و معناى آيه (و خدا داناتر است) اين است كه وقتى آيات بينات دلالت كرد بر اينكه اللَّه تعالى رب ايشان است، و در ربوبيت او شريكى نيست، و ثابت شد كه رسالت امرى محال نيست، بلكه دعوتى است بسوى آنچه اصلاح معاش و معاد مردم و خير دنيا و آخرتشان در آن است، و بوسيله مردانى انجام مىشود كه خدايشان برگزيده و برايشان وحى مىفرستد، بنا بر اين، دستهاى كه از اين دعوت اعراض مىكنند، و با خدا و رسولش مكر ورزيده و به حجتهاى واهى، راه ترك دين و تشريع احكام دلبخواهى و عمل به گناهان را هموار مىسازند، آيا ايمنند از اينكه خدا در زمينشان فرو برد و يا عذابى ناگهانى بر سرشان بفرستد، بدون اينكه قبلا احتمالش را بدهند؟
(أَوْ يَأْخُذَهُمْ فِي تَقَلُّبِهِمْ فَما هُمْ بِمُعْجِزِينَ).
فاعل ياخذهم خداى سبحان است، و در قرآن كريم، بسيار نسبت اخذ به خدا
[١] روح المعانى، ج ١٤، ص ١٥١.