ترجمه تفسیر المیزان
(١)
(14) سوره ابراهيم مكى است و 52 آيه دارد
٣ ص
(٢)
سوره إبراهيم(14) آيات 1 تا 5
٣ ص
(٣)
ترجمه آيات
٣ ص
(٤)
بيان آيات خلاصه و برداشتى از آيات سوره ابراهيم
٤ ص
(٥)
اشاره به عموميت رسالت پيامبر اسلام
٥ ص
(٦)
وجه جمع بين آياتى كه هدايت مردم را به رسول خدا
٦ ص
(٧)
لام در جمله لتخرج الناس براى افاده غرض است نه عاقبت
٧ ص
(٨)
بيان اينكه وجود غرض و مصلحت در افعال خداوند براى رفع نياز يا استكمال نيست
٩ ص
(٩)
جهات فرق بين اغراض ما بندگان و اغراض خداى سبحان
١٠ ص
(١٠)
معناى عزت و عزيز و داراى عزت بودن خداى تعالى
١١ ص
(١١)
وجه آوردن دو صفت عزيز و حميد و تقدم واژه عزيز بر حميد در جمله إلى صراط العزيز الحميد
١٣ ص
(١٢)
وجود دو راه پيشاروى انسان استحباب(انتخاب) دنيا بر آخرت يا استحباب آخرت بر دنيا
١٦ ص
(١٣)
معناى اينكه كافران راه خدا را كج مىخواهند(و يبغونها عوجا)
١٨ ص
(١٤)
توضيحى در مورد ارسال رسل به لسان قوم خود(ما أرسلنا من رسول إلا بلسان قومه)
١٩ ص
(١٥)
مراد از ايام الله در جمله و ذكرهم بأيام الله
٢٢ ص
(١٦)
بحث روايتى(رواياتى در بيان مراد از ايام الله)
٢٤ ص
(١٧)
سوره إبراهيم(14) آيات 6 تا 18
٢٥ ص
(١٨)
ترجمه آيات
٢٦ ص
(١٩)
بيان آيات
٢٧ ص
(٢٠)
بيان اينكه آيه و إذ تأذن ربكم از سخنان موسى(ع) در ياد آورى ايام الله به بنى اسرائيل است
٢٨ ص
(٢١)
معناى اين كلام موسى(ع) كه فرمود اگر شما و تمامى اهل زمين كافر شويد خدا غنى و حميد است
٣٠ ص
(٢٢)
شرح معناى آيه أ لم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم كه تكذيب انبياء(ع) توسط اقوام پيشين را حكايت مىكند و اقوال مفسرين در معناى اين آيه
٣١ ص
(٢٣)
توضيح برهانى كه از جمله يدعوكم ليغفر لكم براى اثبات نبوت عامه استفاده مىشود
٣٦ ص
(٢٤)
معناى جمله ليغفر لكم من ذنوبكم و وجوهى كه در مورد حرف من در اين جمله گفته شده است
٣٨ ص
(٢٥)
توضيحى در باره معجزه در بيان جمله فاتوا بسلطان مبين
٤٠ ص
(٢٦)
پاسخ انبياء(ع) در مقابل مكذبان كه گفتند شما چون ما بشر هستيد، و سلطان مبين(معجزه) مطالبه كردند
٤٢ ص
(٢٧)
معناى جمله و ما لنا ألا نتوكل على الله و على الله فليتوكل المتوكلون در گفتگوى انبياء(ع) با مكذبان
٤٤ ص
(٢٨)
توضيح معناى عود در تهديد كفار خطاب به پيامبران(ع) و مؤمنان أو لتعودن في ملتنا
٤٥ ص
(٢٩)
پاسخ خداوند در مقابل تهديد كافران مكذب لنهلكن الظالمين و لنسكننكم الأرض
٤٧ ص
(٣٠)
بحث روايتى(رواياتى در باره شكر نعمت و چند روايت ديگر در ذيل آيات گذشته)
٤٩ ص
(٣١)
سوره إبراهيم(14) آيات 19 تا 34
٥٣ ص
(٣٢)
ترجمه آيات
٥٤ ص
(٣٣)
بيان آيات
٥٥ ص
(٣٤)
اشاره به معناى حق و بيان اينكه مراد از حق بودن خلقت آسمانها و زمين هدفدار بودن عالم هستى است
٥٦ ص
(٣٥)
بيان جمله إن يشأ يذهبكم و يأت بخلق جديد و پاسخ به يك سؤال در اين مورد
٥٨ ص
(٣٦)
معناى جمله و برزوا لله جميعا
٥٩ ص
(٣٧)
سخن شيطان با پيروان خود، در قيامت
٦١ ص
(٣٨)
معناى اينكه در قيامت شيطان به اتباع خود مىگويد خدا به شما وعده حق داد و من به شما وعده دادم ولى وفا نكردم
٦٣ ص
(٣٩)
بيان اينكه شيطان بر مردم سلطهاى ندارد و فقط دعوت به گناه مىكند و سلطهاش فرع و نتيجه اجابت دعوت او است
٦٤ ص
(٤٠)
بيزارى جستن شيطان و هر متبوع ديگرى از پيروان خود، در روز قيامت
٦٧ ص
(٤١)
انسان مختار است و خود مسئول نيك و بد اعمال خويش است
٦٩ ص
(٤٢)
وجوهى كه در مورد تركيب و معناى آيه أ لم تر كيف ضرب الله مثلا كلمة طيبة گفته شده است
٧٠ ص
(٤٣)
موارد اختلاف مفسرين در بيان معنى و مفاد مفردات آيه فوق الذكر
٧١ ص
(٤٤)
كلمه طيبهاى كه به شجره طيبه مثل زده شده اعتقادات قلبى صحيح(توحيد) است كه اخلاق حسنه و عمل صالح فروع و شاخههايش مىباشند
٧٢ ص
(٤٥)
مقصود از كلمه خبيثه كه به شجره خبيثه تشبيه شده شرك به خدا است
٧٤ ص
(٤٦)
آغاز و ادامه هدايت مؤمنين از ناحيه خداوند است(يثبت الله الذين آمنوا بالقول الثابت
٧٥ ص
(٤٧)
چند معناى ديگر كه براى آيه يثبت الله الذين آمنوا ذكر كردهاند
٧٧ ص
(٤٨)
حكايت حال سردمداران و بزرگان ضلالت و ظلم كه كفران نعمت كرده مردم خود را به هلاكت كشاندند
٧٨ ص
(٤٩)
انگيزه اصلى مشركين در شرك ورزيدن به عمد و اختيار
٨١ ص
(٥٠)
وجه جمع بين دو آيهاى كه يكى وجود دوستى را در قيامت اثبات و ديگرى نفى مىكند
٨٢ ص
(٥١)
استدلال بر اختصاص ربوبيت براى خدا به اختصاص تدبير عام موجودات به او
٨٣ ص
(٥٢)
معناى سخر لكم الفلك و سخر لكم الأنهار
٨٤ ص
(٥٣)
معناى سؤال و توضيح مراد از جمله آتاكم من كل ما سألتموه خداوند از تمام آنچه از او خواستيد به شما داد
٨٥ ص
(٥٤)
توضيحى در باره اينكه نعمتهاى الهى قابل شمارش نيست(و إن تعدوا نعمت الله لا تحصوها)
٨٧ ص
(٥٥)
بحث روايتى رواياتى در باره مراد از كلمه طيبه و كلمه خبيثه در آيه مثلا كلمة طيبة كشجرة طيبة
٨٨ ص
(٥٦)
نقل ورد سخن آلوسى كه در روايتى كه بنا بر آن مراد از شجره خبيثه بنى اميهاند مناقشه كرده
٩٠ ص
(٥٧)
چند روايت در مورد سؤال قبر و تطبيق آيه يثبت الله الذين آمنوا بر آن
٩٢ ص
(٥٨)
چند روايت در تطبيق آيه الذين بدلوا نعمة الله كفرا بر بنى اميه و بنى مغيره
٩٣ ص
(٥٩)
روايتى در اين باره كه اظهار عجز از شكر نعمتهاى الهى شكر است
٩٥ ص
(٦٠)
سوره إبراهيم(14) آيات 35 تا 41
٩٦ ص
(٦١)
ترجمه آيات
٩٦ ص
(٦٢)
بيان آيات انعام به فرزندان ابراهيم(ع)، نمونهاى ديگر از انعامهاى خداى عزيز و حميد
٩٧ ص
(٦٣)
استظهار اينكه ابراهيم(ع) دو بار از خداوند براى مكه امنيت طلبيده است
٩٨ ص
(٦٤)
امنيتى كه ابراهيم(ع) براى مكه خواست امنيت تشريعى بوده است
٩٩ ص
(٦٥)
توضيحى در مورد اينكه آن جناب از خدا خواست او و فرزندانش را از بت پرستى دور بدارد و اجنبني و بني أن نعبد الأصنام
١٠٠ ص
(٦٦)
مقصود از بنى كه ابراهيم(ع) براى خود و آنان دورى از پرستش بتها را درخواست نمود
١٠١ ص
(٦٧)
مراد از تبعيت در جمله فمن تبعني فإنه مني پيروى هم در اعتقاد و هم در عمل است
١٠٢ ص
(٦٨)
ابراهيم(ع) پيروى و تبعيت را ملاك انتساب افراد به خود دانسته است
١٠٣ ص
(٦٩)
بىپايگى اشكالاتى كه در باره دعاى ابراهيم(ع) مطرح شده و از آن جمله اينكه گفتهاند چگونه آن جناب دعاى غير مستجاب كرده و براى همه فرزندان خود دورى از شرك را خواسته است؟
١٠٤ ص
(٧٠)
ضعف وجوهى كه در جواب به اين سؤال كه چگونه ابراهيم(ع) با اينكه معصوم بوده درخواست دورى از شرك را كرده است؟ گفته شده است
١٠٦ ص
(٧١)
نقل و رد وجوهى كه در پاسخ به اين شبهه كه چرا ابراهيم(ع) براى مشركين طلب مغفرت نموده؟ گفتهاند
١٠٨ ص
(٧٢)
دعاى ابراهيم(ع) كه عرض كرد ربنا إني أسكنت بعد از بناى كعبه و ساخته و آباد شدن مكه بوده است
١١١ ص
(٧٣)
اشاره به اينكه اعمال از جهت احتياج به اذن و مشيت خدا هستند به خدا و از جهت تصدى و صدور مستند به عامل است
١١٣ ص
(٧٤)
دعاى ابراهيم(ع) براى پدر و مادرش در اواخر عمر دلالت مىكند بر اينكه آزر پدر ابراهيم نبوده است
١١٤ ص
(٧٥)
بحث روايتى(رواياتى در ذيل آياتى كه دعاى ابراهيم(ع) را حكايت مىكنند)
١١٥ ص
(٧٦)
سوره إبراهيم(14) آيات 42 تا 52
١١٧ ص
(٧٧)
ترجمه آيات
١١٧ ص
(٧٨)
بيان آيات
١١٨ ص
(٧٩)
افراد مؤمن هرگز به عذاب استيصال و انقراض مبتلا نمىشوند با عذاب انقراض شرك ريشه كن مىشود و أن الأرض يرثها عبادي الصالحون
١٢٠ ص
(٨٠)
معناى اينكه مكر ظالمان نزد خدا است هر چند مكرشان از جا كننده كوهها باشد
١٢٣ ص
(٨١)
و انگيزه و غايت آن(إن الله عزيز ذو انتقام)
١٢٤ ص
(٨٢)
گفتارى در معناى انتقام خدا
١٢٤ ص
(٨٣)
بيان آيات
١٢٧ ص
(٨٤)
وجوهى كه در معناى مبدل شدن زمين و آسمانها ذكر شده است(يوم تبدل الأرض غير الأرض و السماوات)
١٢٨ ص
(٨٥)
معناى بروز و ظهور خلق براى خداوند در روز قيامت(و برزوا لله الواحد القهار)
١٢٩ ص
(٨٦)
پاداش و كيفر هر نفس همان كردههاى نيك و بد خود او است
١٣٠ ص
(٨٧)
بحث روايتى(رواياتى در باره تبديل زمين در قيامت در ذيل آيه يوم تبدل الأرض غير الأرض
١٣٢ ص
(٨٨)
(15) سوره حجر مكى است و 99 آيه دارد
١٣٧ ص
(٨٩)
سوره الحجر(15) آيات 1 تا 9
١٣٧ ص
(٩٠)
ترجمه آيات
١٣٧ ص
(٩١)
بيان آيات مفاد كلى سوره مباركه حجر
١٣٨ ص
(٩٢)
آرزوى داشتن ايمان توسط كفار(ربما يود الذين كفروا لو كانوا مسلمين) مربوط به بعد از مرگ است
١٣٩ ص
(٩٣)
وجه و سبب اينكه مشركين از رسول الله
١٤٢ ص
(٩٤)
معناى آيه ما ننزل الملائكة إلا بالحق و بيان اينكه نزول ملائكه و ظهور عالم ايشان، در دنيا كه دار اختيار و امتحان و محل التباس حق به باطل است تحقق نمىپذيرد
١٤٣ ص
(٩٥)
معناى آيه إنا نحن نزلنا الذكر و إنا له لحافظون و دلالت آن بر مصونيت قرآن از تحريف و تصرف
١٤٦ ص
(٩٦)
بحث روايتى(رواياتى در مورد خروج موحدان عاصى از جهنم و بقاء كافران در آن در ذيل آيه ربما يود
١٤٧ ص
(٩٧)
گفتارى در چند فصل در مصونيت قرآن از تحريف
١٥٠ ص
(٩٨)
فصل اول در بيان اينكه قرآن عصر حاضر همان قرآن نازل بر پيامبر اسلام
١٥٠ ص
(٩٩)
فصل دوم رواياتى كه بر عدم وقوع تحريف و تصرف در قرآن دلالت دارند
١٥٥ ص
(١٠٠)
فصل سوم ادله و وجوهى كه براى اثبات عدم وقوع زياده و وقوع نقص و تغيير در قرآن بدانها استناد شده است
١٥٧ ص
(١٠١)
بيان ضعف استدلال به اجماع براى اثبات عدم وقوع تحريف قرآن به زياد شدن در آن
١٦٠ ص
(١٠٢)
ضعف و قصور روايات دال بر وقوع تحريف در قرآن از نظر سند و دلالت
١٦١ ص
(١٠٣)
دسيسه و جعل روايات دال بر تحريف توسط دشمنان قرآن و لوازم و محذورات مهم مترتب بر قبول اين روايت
١٦٥ ص
(١٠٤)
روايات تحريف بر فرض صحت سند نيز به لحاظ مخالف بودن با دلالت قطعى قرآن بر عدم تحريف، در مظنه جعل و اسناد كذب بوده و مردودند
١٦٧ ص
(١٠٥)
پاسخ به دو دليل ديگر قائلين به تحريف استبعاد عقلى عدم تحريف و روايتى در باره مصحف على
١٦٨ ص
(١٠٦)
حوادث واقعه در امت اسلام مانند حوادثى است كه در بنى اسرائيل رخ داده
١٧٠ ص
(١٠٧)
فصل چهارم در باره جمع و تاليف قرآن و جمع بين رواياتى كه برخى بر جمع قرآن در زمان پيامبر
١٧١ ص
(١٠٨)
فصل پنجم گرد آورى مصاحف مختلف و جمع و تدوين قرآن بر اساس يك قرائت در زمان عثمان
١٧٦ ص
(١٠٩)
فصل ششم آنچه از روايات مربوط به جمع و تاليف قرآن استفاده مىشود
١٨٠ ص
(١١٠)
دلالت روايات مربوط به جمع قرآن بر عدم تحريف و بيان اينكه قرآن خود عمدهترين دليل بر اينست كه كلام خدا است و تحريف نشده
١٨٢ ص
(١١١)
ترتيب سوره قرآن در جمع اول و دوم كار صحابه بوده است
١٨٣ ص
(١١٢)
ترتيب آيات قرآن نيز توقيفى نبوده و بدون دخالت صحابه انجام نشده است
١٨٥ ص
(١١٣)
بررسى و نقد سخن كسانى كه قائلند به اينكه ترتيب آيات قرآنى توقيفى بوده و به دستور پيامبر
١٨٧ ص
(١١٤)
فصل هفتم رد روايات انساء كه از طرق عامه وارد شده و بر منسوخ التلاوه شدن پارهاى از آيات وحى دلالت مىكنند
١٩١ ص
(١١٥)
سوره الحجر(15) آيات 10 تا 15
١٩٤ ص
(١١٦)
ترجمه آيات
١٩٤ ص
(١١٧)
بيان آيات تسليت و دلگرمى دادن به پيامبر
١٩٤ ص
(١١٨)
معناى جمله كذلك نسلكه في قلوب المجرمين
١٩٦ ص
(١١٩)
وجه اينكه در مقام بيان شدت عناد و مرض قلبى كفار فرمود اگر درى به آسمان به رويشان بگشاييم - ايمان نياورده - مىگويند ما جادو شدهايم
١٩٨ ص
(١٢٠)
سوره الحجر(15) آيات 16 تا 25
٢٠٠ ص
(١٢١)
ترجمه آيات
٢٠٠ ص
(١٢٢)
بيان آيات عنايت به بيان آوردن زيبايى و زينت آسمان به نجوم و كواكب، در موارد مختلف قرآن
٢٠١ ص
(١٢٣)
معناى موزون و مراد از جمله أنبتنا فيها من كل شيء موزون
٢٠٣ ص
(١٢٤)
مقصود از من لستم له برازقين در آيه و جعلنا لكم فيها معايش و من لستم له برازقين
٢٠٤ ص
(١٢٥)
وجوه و اقوال مختلف مفسرين در معناى شىء ، خزائن و قدر معلوم و مراد آيه شريفه و إن من شيء إلا عندنا خزائنه و ما ننزله إلا بقدر معلوم
٢٠٥ ص
(١٢٦)
معناى ژرفى كه از تدبر در اين آيه شريفه و آيات ديگر راجع به قدر و تقدير در خلق و ايجاد به دست مىآيد
٢٠٩ ص
(١٢٧)
نظام خلقت بدون موت و حيات نظامى تام و حكيمانه نمىبود
٢١٤ ص
(١٢٨)
بحث روايتى(رواياتى در باره استراق سمع شياطين و رجم آنها با نجوم و در ذيل آيه إن من شيء إلا عندنا خزائنه و )
٢١٦ ص
(١٢٩)
سوره الحجر(15) آيات 26 تا 48
٢٢٠ ص
(١٣٠)
ترجمه آيات
٢٢١ ص
(١٣١)
بيان آيات
٢٢٢ ص
(١٣٢)
معناى خلقت انسان از صلصال من حمإ مسنون
٢٢٢ ص
(١٣٣)
توضيحاتى در باره معناى لغوى جن ، مراد از جن - در مقابل انس - جن و جان
٢٢٣ ص
(١٣٤)
معناى كلمه بشر و نكتهاى كه در التفات از تكلم به غيب در آيه و إذ قال ربك هست
٢٢٦ ص
(١٣٥)
معناى سويته و نفخت فيه من روحي و توضيحى در مورد رابطه بين روح و بدن
٢٢٧ ص
(١٣٦)
معناى كلمه بشر و نكتهاى كه در التفات از تكلم به غيب در آيه و إذ قال ربك هست
٢٢٨ ص
(١٣٧)
توضيح مفاد لعن بر شيطان به نحو مطلق در عليك اللعنة و لعن بر او با اضافه لعن به خدا در عليك لعنتي
٢٣٠ ص
(١٣٨)
وجه تقييد و تحديد لعنت بر شيطان تا روز جزا در إن عليك اللعنة إلى يوم الدين
٢٣١ ص
(١٣٩)
ملائكه مامور به سجده(تواضع و خدمت) بر نوع بشر بودند و ابليس با اباء از سجده بر آدم، از خضوع در برابر نوع بشر استنكاف ورزيد
٢٣٢ ص
(١٤٠)
بيان اينكه يوم الوقت المعلوم كه خدا تا آن روز به شيطان مهلت داده روز قيامت نيست بلكه روزى است كه جز خدا كسى پرستش نمىشود و بساط كفر و فسوق برچيده مىشود
٢٣٤ ص
(١٤١)
معناى جمله رب بما أغويتني و توضيح در مورد اسناد اغواء به خدا و بيان اينكه مقصود از اغواى خداوند شيطان را، اغواى مجازاتى است نه ابتدايى
٢٣٧ ص
(١٤٢)
وجوهى كه مفسران براى توجيه حمل جمله بما أغويتني بر اضلال ابتدايى خدا ذكر كردهاند
٢٣٨ ص
(١٤٣)
غفلت اين مفسران از اينكه دنيا دار امتحان است و وجود داعى به شر و داعى به خير لازمه امتحان و تميز خبيث از طيب است
٢٤٠ ص
(١٤٤)
معناى جمله لأزينن لهم في الأرض و دلالت آن بر اينكه زمين ظرف اغواى شيطان است و آدم در خوردن از شجره ممنوعه، از امر ارشادى سرپيچى كرده بوده است نه از امر مولوى
٢٤٢ ص
(١٤٥)
مراد از عباد مخلصين كه از اغواى شيطان مصون هستند
٢٤٣ ص
(١٤٦)
معناى بر خدا بودن راه شيطان(هذا صراط علي مستقيم) اينست كه اغواء و اضلال شيطان نيز خارج از حيطه قدرت و حكم و قضاى خدا نيست
٢٤٤ ص
(١٤٧)
آيه إن عبادي ليس لك عليهم سلطان متضمن سه جواب به ابليس است
٢٤٥ ص
(١٤٨)
ابليس در اغواء عباد مستقل نبوده اغواى او مجازات غاوين بوده و مستند به سلطنت الهى است
٢٤٦ ص
(١٤٩)
بيان اينكه اثبات سلطنت و ولايت براى ابليس، با سلطنت مطلقه خدا و با عدالت او منافات ندارد
٢٤٩ ص
(١٥٠)
معناى اينكه جهنم هفت در دارد لها سبعة أبواب
٢٥٠ ص
(١٥١)
متقين در آيه إن المتقين في جنات اعم از مخلصين در آيه إلا عبادك منهم المخلصين است
٢٥١ ص
(١٥٢)
رد و ابطال سخن فخر رازى كه گفته است مراد از متقين كسانى است كه از شرك بپرهيزند و بيان اينكه تسميه به وصف متقين در مورد دارايان ملكه پرهيز از محرمات الهى صادق است
٢٥٢ ص
(١٥٣)
قضاهاى رانده شده قضاهاى رانده شدهاى كه در قرآن حكايت شده است
٢٥٥ ص
(١٥٤)
بحث روايتى رواياتى در باره نفخ روح در كالبد آدم
٢٥٦ ص
(١٥٥)
چند روايت در باره وقت يوم معلوم در آيه فإنك من المنظرين إلى يوم الوقت المعلوم
٢٥٧ ص
(١٥٦)
رواياتى در بيان مراد از درهاى جهنم در ذيل جمله لها سبعة أبواب
٢٥٨ ص
(١٥٧)
چند روايت در تفسير و بيان مراد جمله إخوانا على سرر متقابلين و تطبيق آن بر عدهاى توسط راويان
٢٦٠ ص
(١٥٨)
سوره الحجر(15) آيات 49 تا 84
٢٦٢ ص
(١٥٩)
ترجمه آيات
٢٦٣ ص
(١٦٠)
بيان آيات اشاره به ارتباط آيات متضمن داستان بشارت ابراهيم(ع) به فرزند دار شدن و داستان قوم لوط، با آيات قبل
٢٦٤ ص
(١٦١)
سبب اينكه نبايد از غفران و رحمت الهى مايوس و از عذاب و مكر او دل آسوده بود اين است كه هيچ مانعى جلوگيرى و محدود كننده اراده و مشيت خدا نيست
٢٦٥ ص
(١٦٢)
تعجب ابراهيم(ع) از بشارت داده شدن به فرزند، بر اساس استبعاد عادى بوده است بيان آيات مربوط به وارد شدن فرشتگان به صورت آدمى بر ابراهيم(ع) و گفتگوى بين ميهمانان و آن حضرت
٢٦٧ ص
(١٦٣)
معناى غابر و مراد از اينكه همسر لوط از غابرين بوده است
٢٦٨ ص
(١٦٤)
وارد شدن ملائكه بر لوط
٢٦٩ ص
(١٦٥)
توضيحى در مورد اصحاب ايكه و اصحاب حجر
٢٧٣ ص
(١٦٦)
بحث روايتى(چند روايت در ذيل برخى از آيات گذشته)
٢٧٤ ص
(١٦٧)
سوره الحجر(15) آيات 85 تا 99
٢٧٦ ص
(١٦٨)
ترجمه آيات
٢٧٦ ص
(١٦٩)
بيان آيات
٢٧٧ ص
(١٧٠)
معناى اينكه فرمود و ما خلقنا السماوات و الأرض و ما بينهما إلا بالحق و بيان وهن استدلال هر يك از قائلين به جبر و تفويض به اين آيه شريفه براى اثبات مراد خود
٢٧٨ ص
(١٧١)
معناى صفح و فرق آن با عفو و مفاد جمله فاصفح الصفح الجميل
٢٨٠ ص
(١٧٢)
بيان اينكه مراد از سبعا من المثاني سوره حمد است و اشاره به وجوهى كه در باره اين تعبير گفته شده است
٢٨١ ص
(١٧٣)
چهار دستور به رسول الله
٢٨٣ ص
(١٧٤)
معناى آيه كما أنزلنا على المقتسمين و بيان مقصود از مقتسمين و وجه تسميه آنان به اين نام
٢٨٥ ص
(١٧٥)
دستور علنى كردن دعوت به پيامبر
٢٨٧ ص
(١٧٦)
توضيح اينكه مراد از يقين در آيه و اعبد ربك حتى يأتيك اليقين مرگ است
٢٨٨ ص
(١٧٧)
بحث روايتى رواياتى در توضيح معناى فاصفح الصفح الجميل و سبع مثانى و مراد از مقتسمين
٢٨٩ ص
(١٧٨)
چند روايت در باره علنى شدن دعوت پيامبر
٢٩١ ص
(١٧٩)
بحث فلسفى در چگونگى تكليف و دوام آن
٢٩٣ ص
(١٨٠)
(16) سوره نحل مكى است و 128 آيه دارد
٢٩٦ ص
(١٨١)
سوره النحل(16) آيات 1 تا 21
٢٩٦ ص
(١٨٢)
ترجمه آيات
٢٩٧ ص
(١٨٣)
بيان آيات مفاد كلى سوره نحل و بيان اينكه آيات صدر سوره در مدينه و آيات ذيل آن در مكه نازل شده است
٢٩٨ ص
(١٨٤)
مراد از امر خدا و معناى أتى أمر الله فلا تستعجلوه و وجوهى كه در اين باره گفته شده است
٣٠٠ ص
(١٨٥)
اشاره به آنچه كه از آيات قرآنى در باره حقيقت روح استفاده مىشود و بيان معناى آيه ينزل الملائكة بالروح من أمره
٣٠٢ ص
(١٨٦)
وجوه مختلفى كه مفسران در پيرامون معناى آيه فوق ذكر كردهاند
٣٠٤ ص
(١٨٧)
منوط شدن انزال ملائكه بر پيامبران به مشيت خدا، به معناى انتخاب و برگزيدن رسولان بدون مرجح و لياقت و استعداد نيست
٣٠٧ ص
(١٨٨)
اشاره به رابطه بين عقيده و عمل و بيان اينكه پيامبران هم در صدد اصلاح عقائد بودهاند و هم اعمال و انذار ايشان دو مرحله داشته است أنه لا إله إلا أنا و فاتقون
٣٠٨ ص
(١٨٩)
خلقت و ايجاد موجودات(آيات) دليل بر الوهيت و نعمت بودن(به كار آمدن هر موجود براى موجود ديگر) دليل بر ربوبيت و تدبير خداى تعالى است
٣٠٩ ص
(١٩٠)
غرض از ذكر اينكه خلقت انسان از نطفهاى ناچيز است بيان بىشرمى و وقاحت بشر است
٣١٠ ص
(١٩١)
بر خدا است كه قصد سبيل(راه هدايت) را معين و روشن كند(و على الله قصد السبيل )
٣١٢ ص
(١٩٢)
بيان اينكه راه ضلالت در حقيقت راه نيست و امرى عدمى است و بحث معتزله و اشاعره در جواز يا عدم جواز اسناد خلق آن به خداوند بىمورد است
٣١٤ ص
(١٩٣)
اركان سه گانه الوهيت و ربوبيت خالق بودن، منعم بودن و عالم بودن به درون و برون انسان
٣٢٠ ص
(١٩٤)
بيان نكتهاى كه در تعليل و إن تعدوا نعمة الله لا تحصوها به إن الله لغفور رحيم وجود دارد و اشاره به ارتباط بين مفهوم نعمت با رحمت و مغفرت
٣٢٢ ص
(١٩٥)
بحث روايتى
٣٢٤ ص
(١٩٦)
روايتى كه دلالت مىكند به اينكه پيش از هجرت نيز در ميان مسلمين عدهاى منافق بودهاند
٣٢٥ ص
(١٩٧)
عدم دلالت چند روايتى كه برخى از علماء با استشهاد به آنها گفتهاند امر خدا در أتى أمر الله فلا تستعجلوه قيامت است، بر مدعايشان
٣٢٦ ص
(١٩٨)
روايتى كه در آن أتى أمر الله به ظهور مهدى
٣٢٧ ص
(١٩٩)
دو روايت در تطبيق جمله و بالنجم هم يهتدون بر ائمه اهل بيت
٣٢٩ ص
(٢٠٠)
سوره النحل(16) آيات 22 تا 40
٣٣٠ ص
(٢٠١)
ترجمه آيات
٣٣١ ص
(٢٠٢)
بيان آيات
٣٣٢ ص
(٢٠٣)
اعتقاد به معاد لازمه توحيد كامل است
٣٣٣ ص
(٢٠٤)
بيان اينكه گمراه كنندگان همانند بار گناهان ناشى از اضلالشان را بر دوش مىكشند
٣٣٥ ص
(٢٠٥)
وجه جمع بين آيه ليحملوا أوزارهم و من أوزار الذين يضلونهم بغير علم با آياتى مانند لا تزر وازرة وزر أخرى
٣٣٦ ص
(٢٠٦)
مقصود از كسانى كه علم داده شدهاند در آيه قال الذين أوتوا العلم معصومين
٣٤٠ ص
(٢٠٧)
معناى آيه قيل للذين اتقوا ما ذا أنزل ربكم قالوا خيرا و مراد از للذين اتقوا
٣٤٢ ص
(٢٠٨)
معناى طيب و طاهر و مقصود از طيب بودن متقين در حال توفى و مرگ
٣٤٤ ص
(٢٠٩)
اشكالى كه بر جمله لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شيء كرده و گفتهاند امر عدمى(عبادت نكردن) متعلق مشيت قرار نمىگيرد و جواب آن
٣٤٧ ص
(٢١٠)
تقرير و تبيين استدلال مشركين براى بت پرستى خود به اينكه اگر مشيت خدا بر ترك بت پرستى تعلق گرفته بود ما بت نمىپرستيديم
٣٤٩ ص
(٢١١)
پاسخ به دليل مشركين تنها وظيفه پيامبران بلاغ مبين است و مشيت خدا بر هدايت انسان مشيت تشريعى و بسته به اختيار انسان است نه تكوينى و خارج از اختيار
٣٥١ ص
(٢١٢)
اشاره به اينكه همه امتها به دو طايفه هدايت يافته و گمراه منقسم بودهاند و بيان اينكه هدايت خدا پاداش احسان در عمل، و اضلال خدا مجازات ضلالت خود عبد است
٣٥٤ ص
(٢١٣)
توضيح اينكه ضلالت امر عدمى است و نمىتوان گفت خدا آن را ايجاد كرده است
٣٥٦ ص
(٢١٤)
عدم صحت استفادههايى كه هر يك از جبريون و مفوضه خواستهاند در جهت اثبات مذهب خود از استدلال مشركين بكنند
٣٥٨ ص
(٢١٥)
در قيامت ياورانى هستند كه مشركين از يارى آنها بهرهمند نمىشوند
٣٥٩ ص
(٢١٦)
اينكه در روز قيامت حق و حقيقت در موارد اختلاف در معارف دينى به عيان روشن مىشود از معرفات قيامت است
٣٦٠ ص
(٢١٧)
اشاره به تعابير مختلف از ايجاد خداى تعالى به قول، كلمه، امر، اراده و قضاى خدا و بيانى در باره عدم تخلف اشياء از امر خدا(أن نقول له كن فيكون)
٣٦٢ ص
(٢١٨)
بحث روايتى
٣٦٣ ص
(٢١٩)
روايتى در باره سلطنت و قدرت نامحدود خدا
٣٦٤ ص
(٢٢٠)
(رواياتى در ذيل الذين أوتوا العلم ، قالوا خيرا ، قالوا أساطير - الأولين و )
٣٦٤ ص
(٢٢١)
سوره النحل(16) آيات 41 تا 64
٣٦٧ ص
(٢٢٢)
ترجمه آيات
٣٦٨ ص
(٢٢٣)
بيان آيات
٣٦٩ ص
(٢٢٤)
مقصود از حسنه در دنيا كه خداوند به مهاجرين وعده داده مجتمع صالح اسلامي است
٣٧٠ ص
(٢٢٥)
توصيف مهاجرين به دو صفت صبر و توكل به جهت دخالت اين دو صفت در رسيدن به حسنه در دنيا است
٣٧١ ص
(٢٢٦)
مفاد آيه و ما أرسلنا من قبلك إلا رجالا حصر رسالت در بشر عادى است
٣٧٢ ص
(٢٢٧)
معنا و موارد استعمال كلمه ذكر
٣٧٤ ص
(٢٢٨)
مراد از اهل ذكر در فسئلوا أهل الذكر و اينكه مخاطبين اين خطاب كيانند
٣٧٥ ص
(٢٢٩)
معنا و مفاد آيه و أنزلنا إليك الذكر لتبين للناس ما نزل إليهم و وجوهى كه مفسرين در تفسير آن گفتهاند
٣٧٧ ص
(٢٣٠)
حجت بودن بيانات رسول الله و عترت او(ائمه) عليهم الصلاة و السلام
٣٨٠ ص
(٢٣١)
انذار و تهديد مشركين كه از در مكر به خدا و پيامبرانش گناه مىكردند(مكروا السيئات)
٣٨١ ص
(٢٣٢)
مراد از اخذ در تقلب و اخذ بر تخوف كه مشركين بدان تهديد شدهاند
٣٨٢ ص
(٢٣٣)
گردش سايه اشياء نشانه خضوع و سجود موجودات در برابر خدا است
٣٨٣ ص
(٢٣٤)
سجده جنبندگان آسمانها و زمين براى خدا به معناى خضوع و تذلل آنان در برابر خدا است
٣٨٥ ص
(٢٣٥)
معنا و موارد استعمال تكبر و استكبار و توضيحى در باره استكبار در مقابل مخلوق و در مقابل خالق(به حسب ذات و به حسب عمل)
٣٨٦ ص
(٢٣٦)
غافل نبودن از خدا و خوف از مقام الوهيت او عدم استكبار ذاتى و انجام دادن آنچه به ايشان امر مىشود عدم استكبار عملى ملائكه در برابر خداى سبحان است
٣٨٧ ص
(٢٣٧)
رد استدلال برخى به آيه يخافون ربهم براى قول به اينكه ملائكه مكلف بوده خوف و رجا دارند و افضل از بشر هستند
٣٨٧ ص
(٢٣٨)
مقصود از جمله لا تتخذوا إلهين اثنين و معنايى كه از نهى از دو خدا گرفتن استفاده مىشود
٣٨٩ ص
(٢٣٩)
لازمه مالكيت مطلقه خدا اينست كه فقط او معبود و دين دائما از او باشد(له الدين واصبا)
٣٩١ ص
(٢٤٠)
در تنگناها و شدائد، اميد بستن به مسبب الاسباب و دست به دامان او شدن فطرى انسان است
٣٩٣ ص
(٢٤١)
توضيح اينكه كفران نعمت غايت و غرض شرك ورزيدن مشركين است
٣٩٥ ص
(٢٤٢)
مقصود از اينكه مشركين بخشى از روزى خود را نصيب لما لا يعلمون قرار مىدهند
٣٩٦ ص
(٢٤٣)
منشا و سبب اينكه مشركين ملائكه را مؤنث و دختران خدا مىدانستند
٣٩٧ ص
(٢٤٤)
معناى جمله و لهم ما يشتهون و گفتگويى كه در اين مورد شده است
٣٩٩ ص
(٢٤٥)
حكايت دختركى مشركين و نكوهش آن
٤٠١ ص
(٢٤٦)
بيان اينكه منشا و انگيزه نكوكارى و صفات حسنه، ايمان به آخرت و ريشه گناه كارى و هر مثل(صفت) سويى، ايمان نداشتن به آخرت و استخفاف امر حساب است
٤٠٢ ص
(٢٤٧)
منزه بودن خداى تعالى از هر قبيح عقلى و طبعى و از اتصاف به صفات ممكنات و دارا بودن او بالاترين و بهترين امثال و اسماء را(و لله المثل الأعلى)
٤٠٣ ص
(٢٤٨)
معناى اينكه فرمود اگر خدا مردم را به ظلمشان اخذ كند دابهاى روى زمين نخواهد ماند و بيان ضعف استدلال به اين آيه براى قول به معصوم نبودن انبياء(ع)
٤٠٥ ص
(٢٤٩)
مراد از امم و اليوم در آيه تالله لقد أرسلنا إلى أمم من قبلك
٤٠٩ ص
(٢٥٠)
بحث روايتى رواياتى كه در آنها اهل ذكر در جمله فسئلوا أهل الذكر به اهل بيت
٤١١ ص
(٢٥١)
بيان اينكه با توجه به سياق آيات مراد از اهل ذكر اهل كتاب است و با قطع نظر از خصوص آيه مراد اهل بيت
٤١٢ ص
(٢٥٢)
چند روايت در معناى فسئلوا أهل الذكر ، أ فأمن الذين مكروا ، له الدين واصبا و لله المثل الأعلى
٤١٣ ص
(٢٥٣)
سوره النحل(16) آيات 65 تا 77
٤١٥ ص
(٢٥٤)
ترجمه آيات
٤١٦ ص
(٢٥٥)
بيان آيات
٤١٧ ص
(٢٥٦)
اشاره به اينكه مقتضاى عقل اينست كه آنچه را كه احتمال مىدهد حق باشد گوش كرده اتباع احسن كند(إن في ذلك لآية لقوم يسمعون)
٤١٧ ص
(٢٥٧)
معناى اينكه فرمود شير خالص را از ميان فضولات شكم و خون به شما نوشانيديم
٤١٨ ص
(٢٥٨)
عدم دلالت جمله تتخذون منه سكرا و رزقا حسنا بر مباح بودن مسكرات
٤٢٠ ص
(٢٥٩)
بيان اينكه بين جمله تتخذون منه سكرا و آيات تحريم خمر منافاتى نبوده، آيات تحريم ناسخ آن نيستند و وجوهى كه براى رفع منافات گفته شده بىمورد است
٤٢٠ ص
(٢٦٠)
معنا و موارد استعمال كلمه وحى
٤٢٣ ص
(٢٦١)
ايحائات و الهامات خداى سبحان به زنبور عسل
٤٢٤ ص
(٢٦٢)
معناى جمله فما الذين فضلوا برادي رزقهم على ما ملكت أيمانهم
٤٢٦ ص
(٢٦٣)
وجوه ديگرى كه در معناى آيه فوق گفته شده است
٤٢٨ ص
(٢٦٤)
ذكر نعمت داشتن فرزندان و نوادگان
٤٣٠ ص
(٢٦٥)
وجوهى كه در معناى جمله ما لا يملك لهم رزقا من السماوات و الأرض شيئا گفته شده است
٤٣١ ص
(٢٦٦)
مراد از مثل زدن براى خدا كه از آن نهى فرموده است(فلا تضربوا لله الأمثال)
٤٣٢ ص
(٢٦٧)
مثلى براى اثبات توحيد ربوبى با استناد به وحدت منعم
٤٣٣ ص
(٢٦٨)
اقامه حجت بر توحيد و اشاره به مساله نبوت و با ذكر مثلى متضمن مقايسه بين مردى گنگ و سربار و مردى كه به عدالت امر مىكند و بر صراط مستقيم است
٤٣٥ ص
(٢٦٩)
چند وجه ديگر در تفسير آيه و ضرب الله مثلا رجلين گفته شده است
٤٣٨ ص
(٢٧٠)
معناى غيب و شهادت و مراد از غيب آسمانها و زمين در و لله غيب السماوات و الأرض
٤٣٩ ص
(٢٧١)
بيان اينكه قيامت از غيبهاى سماوات و ارض است
٤٤٠ ص
(٢٧٢)
مفاد اينكه فرمود امر ساعت(قيامت) مانند چشم بر هم زدن يا نزديكتر از آنست
٤٤١ ص
(٢٧٣)
شرحى در مورد اينكه قدرت الهى به طور مساوى به موجودات تعلق مىگيرد و سختى و آسانى و دورى و نزديكى در مقدورات الهى مطرح نيست
٤٤٢ ص
(٢٧٤)
نكاتى كه از آيه و لله غيب السماوات و الأرض استفاده مىشود و بيان ضعف قول مفسرين به اينكه مراد علم به غيب آسمانها و زمين است
٤٤٤ ص
(٢٧٥)
بحث روايتى
٤٤٦ ص
(٢٧٦)
چند روايت در تطبيق آيه و أوحى ربك إلى النحل بر پيامبر و اهل بيت او
٤٤٦ ص
(٢٧٧)
رواياتى در معناى حفدة و در تطبيق جمله من يأمر بالعدل بر امير المؤمنين و ائمه
٤٤٧ ص
(٢٧٨)
سوره النحل(16) آيات 78 تا 89
٤٤٩ ص
(٢٧٩)
ترجمه آيات
٤٥٠ ص
(٢٨٠)
بيان آيات
٤٥١ ص
(٢٨١)
در آيه و الله أخرجكم من بطون أمهاتكم لا تعلمون شيئا علم حصولى انسان در بدو تولد نفى شده است
٤٥١ ص
(٢٨٢)
سبب حقيقى پرواز مرغان در هوا خداى تعالى است و اسباب طبيعى منتهى به مسبب الاسباب مىشوند
٤٥٢ ص
(٢٨٣)
ذكر نعمت خانه، پوست و پشم و كرك و موى حيوانات و
٤٥٤ ص
(٢٨٤)
ذكر نعمت وجود تبعى سايه - با اينكه امرى عدمى است - و وجه اينكه در باره سرابيل فرمود شما را از گرما نگه مىدارد و حفظ از سرما را ذكر نكرد
٤٥٥ ص
(٢٨٥)
معناى آيه يعرفون نعمت الله ثم ينكرونها و أكثرهم الكافرون و وجوهى كه در باره علت اينكه اكثر كفار كافر خوانده شدهاند و نه همه آنان گفته شده است
٤٥٧ ص
(٢٨٦)
مؤمن از تنعم به هر نعمتى از دو نعمت جسمانى(بهره مادى) و روحانى(معرفت منعم) بهرهمند است
٤٥٨ ص
(٢٨٧)
مراد از اينكه در قيامت از هر امتى شهيدى مبعوث مىگردد
٤٥٩ ص
(٢٨٨)
قيامت روز پاداش و كيفر است نه روز عمل و راهى به بازگشت از آن به حيات دنيوى نيست
٤٦٠ ص
(٢٨٩)
در عذاب ظالمان در آخرت تخفيف و تاخيرى نيست
٤٦١ ص
(٢٩٠)
در قيامت مشركين علاوه بر علم پيدا كردن به اينكه خدا حق مبين است در برابر او تسليم و به او ايمان مىآوردند، ايمانى اضطرارى و بى نتيجه
٤٦٣ ص
(٢٩١)
كافران مفسد عذابى بيش از ديگر كفار خواهند داشت
٤٦٤ ص
(٢٩٢)
تفصيلى در مورد شهادت(گواهى دادن)، شهيد و شهداء و بررسى و بيان وجه جمع بين مفاد آيات مختلف در اين باره
٤٦٦ ص
(٢٩٣)
معناى اينكه قرآن بيان كننده همه چيز است(تبيانا لكل شيء)
٤٦٩ ص
(٢٩٤)
بحث روايتى رواياتى در ذيل آيه يعرفون نعمت الله ثم ينكرونها و جئنا بك شهيدا على هؤلاء
٤٧٠ ص
(٢٩٥)
چند روايت در ذيل جمله تبيانا لكل شيء
٤٧٢ ص
(٢٩٦)
سوره النحل(16) آيات 90 تا 105
٤٧٤ ص
(٢٩٧)
ترجمه آيات
٤٧٥ ص
(٢٩٨)
بيان آيات
٤٧٦ ص
(٢٩٩)
اشاره به اهتمام شديد در اسلام به اصلاح وضع جامعه
٤٧٦ ص
(٣٠٠)
اشاره به معنا و اقسام دو گانه عدل(فردى و اجتماعى) و بيان اينكه امر به عدل در إن الله يأمر بالعدل و الإحسان امر به عدالت اجتماعى است
٤٧٧ ص
(٣٠١)
امر به احسان در إن الله يأمر بالعدل و الإحسان احسان نسبت به ديگران است و امر به إيتاء ذي القربى امر به احسان به خويشاوندان است
٤٧٩ ص
(٣٠٢)
نهى از فحشاء و منكر و بغى در واقع امر به حفظ وحدت در مجتمع است
٤٨١ ص
(٣٠٣)
سبب شناعت شكستن قسم
٤٨٢ ص
(٣٠٤)
تمثيل نقض عهد به پنبه كردن خود رشته
٤٨٣ ص
(٣٠٥)
انسان مسئول است و اضلال خدا ابتدايى نيست و فرع بر ضلالت شخص گمراه است
٤٨٥ ص
(٣٠٦)
نهى مستقل از اينكه قسم وسيله خدعه و دغلكارى قرار داده شود
٤٨٦ ص
(٣٠٧)
مقصود از اينكه فرمود صابران را پاداش مىدهيم بأحسن ما كانوا يعملون
٤٨٩ ص
(٣٠٨)
حيات طيبهاى كه خداوند به زن و مرد نكو كردار وعده داده است حياتى حقيقى و جديد است كه مرتبهاى بالا و والا از حيات عمومى و داراى آثارى مهم مىباشد
٤٩١ ص
(٣٠٩)
وجوهى ديگر كه در باره مراد از حيات طيبه گفته شده است
٤٩٣ ص
(٣١٠)
مراد از استعاذه به خدا از شيطان، پناه جستن قلبى است
٤٩٤ ص
(٣١١)
استعاذه به خدا و توكل بر خدا است و ايمان و توكل دو ملاك صدق عبوديت هستند و فرد متصف به آن دو خارج از سلطه شيطان است
٤٩٥ ص
(٣١٢)
اشاره به مساله نسخ و حكمت آن و پاسخ به خرده گيرى مشركين در آيه شريفه و إذا بدلنا آية مكان آية
٤٩٦ ص
(٣١٣)
توضيحى در مورد اينكه با نزول آيات ناسخ خداوند ايمان مؤمنين را تثبيت مىكند
٤٩٩ ص
(٣١٤)
شرح و تفصيل جواب خداى سبحان به افتراى مشركين به رسول خدا
٥٠٠ ص
(٣١٥)
بحث روايتى رواياتى در ذيل آيه إن الله يأمر بالعدل و الإحسان و بيان مراد از عدل و احسان
٥٠٢ ص
(٣١٦)
دو روايت در ذيل آيه من عمل صالحا من ذكر أو أنثى و هو مؤمن فلنحيينه حياة طيبة
٥٠٤ ص
(٣١٧)
رواياتى در ذيل آيه يقولون إنما يعلمه بشر و اينكه شخص غير عربى كه مشركين مىگفتند به پيامبر
٥٠٥ ص
(٣١٨)
مؤمن هرگز دروغ نمىگويد
٥٠٦ ص
(٣١٩)
سوره النحل(16) آيات 106 تا 111
٥٠٨ ص
(٣٢٠)
ترجمه آيات
٥٠٨ ص
(٣٢١)
بيان آيات تهديد شديد عليه كفارى كه بعد از ايمان آوردن كافر و مرتد شدند
٥٠٩ ص
(٣٢٢)
معناى مهر زدن خدا بر دلها و گوشها و ديدگان كفار
٥١١ ص
(٣٢٣)
وعده جميل به مهاجرانى كه جهاد نموده صبورى كردند
٥١٢ ص
(٣٢٤)
در قيامت هر كس به فكر خود بوده و از خود دفاع مىكند، دفاعى بىثمر كه آثار اعمال در دنيا را تغيير نمىدهد
٥١٣ ص
(٣٢٥)
بحث روايتى(رواياتى در باره تقيه در ذيل آيه إلا من أكره و نزول آن در باره عمار ياسر و )
٥١٤ ص
(٣٢٦)
سوره النحل(16) آيات 112 تا 128
٥١٩ ص
(٣٢٧)
ترجمه آيات
٥٢٠ ص
(٣٢٨)
بيان آيات
٥٢١ ص
(٣٢٩)
مثلى متضمن هشدار نسبت به كفران نعمت و زنهار از عذاب مترتب بر آن
٥٢١ ص
(٣٣٠)
نكاتى كه از آيه فكلوا مما رزقكم الله حلالا طيبا استفاده مىشود
٥٢٤ ص
(٣٣١)
در عرف و اصطلاح قرآن دين همان سنت لازم الاتباع در زندگى است و هر بدعتى در آن افتراء بر خدا شمرده مىشود
٥٢٦ ص
(٣٣٢)
تحريم طيبات براى بنى اسرائيل ناشى از ظلم خودشان و عقوبت خدا در برابر عصيان آنان بوده است
٥٢٧ ص
(٣٣٣)
بيان مراد از اينكه ابراهيم(ع) يك امت بود و ذكر اوصاف او كه آثار تدين به دين حنيف او است
٥٢٩ ص
(٣٣٤)
معناى آيه إنما جعل السبت على الذين اختلفوا فيه و مقصود از اختلاف يهود در سبت و وجوهى كه در اين باره گفته شده است
٥٣٠ ص
(٣٣٥)
معناى حكمت ، موعظه و مجادله و مراد از موعظه حسنه و جدال بالتى هى احسن در آيه ادع إلى سبيل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتي هي أحسن
٥٣٤ ص
(٣٣٦)
ضعف سخن بعضى از مفسرين در باره وجه ترتيب در ذكر حكمت و موعظه و جدال در آيه شريفه
٥٣٦ ص
(٣٣٧)
فضيليت صبر آزار مشركين و امر به پيامبر
٥٣٨ ص
(٣٣٨)
بحث روايتى(رواياتى در ذيل آيات ضرب الله مثلا ، إن إبراهيم كان أمة ، ادع إلى سبيل ربك و إن عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم
٥٣٩ ص
 
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص

ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٧٤ - معنا و موارد استعمال كلمه ذكر

(وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجالًا) در مقام بيان اين معنا است كه رسولان خدا مردانى از جنس بشر عادى بودند، و هيچ عنايتى به اين جهت ندارد كه در اول بعثت به حد بلوغ رسيده باشند يا نه، تنها غرض افاده اين است كه نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و يحيى- كه همه رسولان خدا بودند- رجالى از جنس بشر بودند كه به ايشان وحى مى‌شد، نه اينكه اشخاصى بوده باشند مجهز به قدرت قاهره غيبى و اراده الهى تكوينى.

قريب به معناى آيه مورد بحث آيه‌(ما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ وَ ما جَعَلْناهُمْ جَسَداً لا يَأْكُلُونَ الطَّعامَ وَ ما كانُوا خالِدِينَ)[١] است.

و ظاهر جمله (فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‌) اين است كه خطاب به رسول خدا ٦ و قومش باشد، هر چند كه خطاب در جملات قبل تنها به رسول خدا ٦ بود، و ليكن در آنها نيز معنى متوجه همه بود، پس در اين جمله خطاب را هم عمومى گرفت تا هر كس راه خود را شناخته و پيروى كند، و آنان كه از حقيقت دعوت نبوى خبر ندارند مانند مشركين، به اهل علم مراجعه نموده از ايشان بپرسند، و اما آن كس كه اين معنا را مى‌داند مانند خود رسول خدا ٦ و گروندگان به وى كه ديگر غنى و بى نياز از سؤال هستند.

بعضى‌[٢] گفته‌اند: خطاب در آيه فقط متوجه به مشركين است، زيرا آنان بودند كه منكر دعوت نبوى بودند، و همانها بايد به اهل علم مراجعه نموده بپرسند، و ليكن لازمه اين حرف اين است كه بدون هيچ نكته‌اى در آيه التفات از فرد به جمع بكار رفته باشد، (و خدا داناتر است).

[معنا و موارد استعمال كلمه: ذكر ]

كلمه ذكر به معناى حفظ معناى چيزى و يا استحضار آن است و به هر چيزى كه آدمى بوسيله آن حفظ شود و يا مستحضر گردد ذكر گفته مى‌شود.

راغب در مفردات گفته است: ذكر، يك مرتبه گفته مى‌شود و از آن، آن هيئت و وضع درونى اراده مى‌شود كه براى انسان ممكن مى‌شود بوسيله آن، مطالب و آموخته‌هايش را حفظ كند، و ذكر به اين معنى مرادف با كلمه حفظ است با اين تفاوت كه حفظ را به اعتبار نگهدارى آن محفوظ، بكار مى‌برند، و ذكر را به اعتبار اينكه محفوظ و


[١] هيچ پيغمبرى قبل از تو نفرستاديم مگر آنكه مردانى بودند كه به ايشان وحى مى‌شد پس از اهل علم بپرسيد اگر نمى‌دانيد و ما آنان را جسدى كه غذا نخورند و افراد جاودان قرار نداديم. سوره انبياء، آيه ٨.

[٢] مجمع البيان، ج ٦، ص ٣٦٢ به نقل از ابن عباس و مجاهد.