ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٧ - توضيح برهانى كه از جمله يدعوكم ليغفر لكم براى اثبات نبوت عامه استفاده مىشود
را هم دارد كه بايد بطور اجتماعى زندگى كند، و زندگى اجتماعى هم او را وادار بر پيروى هوا و هوسها، و ظلم و فسق مىكند، لذا تنها داشتن فطرت كافى نيست، كه او را بر پيروى روشهاى حق و عدل وادار سازد، و براى هميشه در عقايد حق و اعمال صالح استوار بماند، و گرنه، بايد اصلا گناهى موجود نشده و هيچ فردى از افراد و اجتماعى از اجتماعات، فاسد نگردد چون همه مجهز به فطرت هستند، پس اينكه مىبينيم بعضى از افراد با داشتن فطرت، منحرف مىشوند مىفهميم كه داشتن فطرت تنها كافى نيست.
و عنايت الهى اقتضاء مىكند كه خصوص نوع انسانى را علاوه بر فطرت كه همواره او را به سوى صلاح و سعادت دعوت مىكند، به يك داعى ديگر نيز مدد كند كه او هدايت الهى را از درگاه خداى تعالى گرفته، به بندگان مىرساند، و آن داعى، همان مقام نبوت است كه دارنده آن، در مقامى از پاكى قرار دارد كه به خاطر آن مقام عقايد حق و عمل صالح، برايش كشف مىشود، به اين معنا كه رابطه وحى با او برقرار گشته و با غيب، سر سخن باز مىكند، و دستوراتى كه پيرويش ضامن سعادت فرد و اجتماع در دنيا و آخرت است مىگيرد.
اما سعادت دنيا، بخاطر اين كه مكررا گفتهايم كه: ميان معصيتها و ظلمها، و ميان خوارى و عذاب الهى كه آخرش هلاكت است، رابطهاى قطعى وجود دارد، بطورى كه اگر فساد، در اجتماعى راه پيدا نكند، و همواره بر طبق صلاح فطرى قدم بردارند، هرگز دچار هلاكت نمىشوند، و عذاب و خوارى بدون خبر، ايشان را گريبانگير نمىشود، و در نتيجه آن مقدار از عمر طبيعى كه برايشان مقدر شده در كمال خوشى و سعادت مىگذرانند.
و اما سعادت آخرت، زيرا پيروى دعوت الهى و به عبارت ديگر، ايمان و تقوى، دل انسان را به هياتى صالح در مىآورد، و آلودگىهاى نفس را مىشويد و در نتيجه زندگى آخرتيش هم قرين سعادت مىشود.
پس ربوبيت خداى تعالى براى هر موجودى، همانطور كه اقتضاء مىكند آن موجود را به بهترين وجهى تدبير نموده و به سوى بهترين سعادت رهبرى كند، اين اقتضاء را نيز دارد كه در امر آدميان هم اعتنايى نموده، رسولانى از خود ايشان به سويشان گسيل دارد، تا هر قومى را به زبان خودش به سوى ايمان و عمل صالح دعوت كنند، تا بدين وسيله سعادت دنيا و آخرتشان تامين بشود، اما سعادت دنيا به اين است كه از عذاب و انقراض و عقابهاى دودمان برانداز محفوظ باشند و سعادت آخرت به اين است كه، به مقدار ايمان و عمل صالحشان، شامل مغفرت الهى گردند.