ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٤٨ - اشكالى كه بر جمله لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شيء كرده و گفتهاند امر عدمى(عبادت نكردن) متعلق مشيت قرار نمىگيرد و جواب آن
لا تعبد لم تعبد- پروردگارا! اگر بخواهى پرستش نشوى تو را پرستش نمىكنند .
علاوه بر اين، با اين كلام خود كه گفتند:(لَوْ شاءَ اللَّهُ ما عَبَدْنا ...) اشاره كردهاند به سخن پيامبران خود كه به ايشان مىگفتند: به خدا شرك نورزيد و غير خداى را نپرستيد، آنچه را خدا حلال كرده حرام مكنيد و همه اين كلمات نهى هستند و نهى، طلب ترك است پس مشيت متعلق به ترك شده است.
از اين هم كه بگذريم بتپرستان منكر توحيد خدا در الوهيت يعنى خالقيت عالم نبودند، و خلقت و صنع عالم را مستند به دو خدا نمىدانستند، بلكه تنها منكر توحيد در عبادت بودند يعنى خلقت و صنع را مخصوص خدا و عبادت را مخصوص آلهه خود مىكردند، آرى مشركين، آلهه زيادى داشتند كه يكى از آنها موجد عالم بود و معبود نبود، و بقيه معبود بودند و موجد نبودند، بنا بر اين، مشركين اصلا خدا را نمىپرستيدند، نه اينكه هم خدا و هم غير خدا را بپرستند، و چون چنين بود، تقدير جمله(لَوْ شاءَ اللَّهُ ...) لو شاء اللَّه ان نوحده فى العبادة و يا لو شاء اللَّه ان نعبده وحده مىباشد، يعنى اگر خدا مىخواست كه ما معتقد به توحيد در عبادتش بشويم و يا تنها او را عبادت كنيم، مىكرديم.
و در صورتى كه تقدير كلام چنين باشد، مهمتر از هر چيز براى جزاء قرار گرفتن، توحيد در عبادت يا تنها او را پرستيدن است نه نفى عبادت غير، و اگر جزاء بصورت نفى عبادت غير هم بيايد بايد بگوييم كنايه از توحيد عبادت و يا عبادت او به تنهايى است، (دقت بفرماييد). و اگر هم قبول نكنى و اصرار بورزى در اينكه حتما بايد متعلق مشيت، امر وجودى باشد، بايد تقدير كلام: لو شاء اللَّه ان نكف عن عبادة غيره ما عبدنا ...- اگر خدا مىخواست از عبادت غير او دست برداريم غير او را نمىپرستيديم ... باشد تا شرط و جزاء در عين اينكه از نظر اثبات و نفى مختلفند بر حسب حقيقت متحد باشند.
و در جمله(ما عَبَدْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ) كلمه من اولى بيانيه و دومى زائده است كه استغراق در نفى را تاكيد مىكند و به جمله چنين معنا مىدهد: ما هيچ چيزى سواى او را نمىپرستيديم و نظير اين، جمله(وَ لا حَرَّمْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ) است.
جمله(نَحْنُ وَ لا آباؤُنا) بيان است براى ضمير متكلم در عبدنا تا دلالت كند بر اينكه ايشان اين سخن را هم از طرف خود و هم از طرف پدران خود زدهاند، چون در پرستش بتها از پدرانشان تقليد و اقتداء كردهاند، و حكايت چنين سخنى از زبان مشركين در