ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٣٨ - وجه جمع بين آيه ليحملوا أوزارهم و من أوزار الذين يضلونهم بغير علم با آياتى مانند لا تزر وازرة وزر أخرى
آن وزرهايى را حمل مىكنند كه نتيجه اضلال ايشان بوده، و خود سياق شاهد اين معنا است، پس آوردن من تبعيضيه براى فرق نهادن ميان گناهان و وزرهاى ناشى از اضلال، و گناهان غير ناشى از آن بوده است، نه براى اينكه بر تبعيض دلالت كند، تا معنايش اين شود كه بعضى از وزرهاى ناشى از اضلال را به حساب ايشان و بعضى ديگرش را به حساب اضلال شدگان مىنويسند، و يا معنايش تقسيم باشد، به اين معنا كه تمامى وزرهاى اضلال را جمع نموده بعضى را به اين و قسمتى را به آن بار مىكنند، زيرا امثال آيه(وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ)[١] منافات با آن دارد (دقت بفرماييد).
از آنچه گذشت اين معنا روشن گرديد كه استفادهاى كه بعضى[٢] از مفسرين از آيه(لِيَحْمِلُوا أَوْزارَهُمْ كامِلَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ) كردهاند كه: به مقتضاى آن از گناه آنان هيچ كم نمىشود، و به امثال گرفتاريهاى دنيايى و يا اطاعتهاى مقبول كه در مؤمنين، كفاره گناهانند، كفاره پذير نيست. استفاده صحيح و مقبولى نيست.
و همچنين استفادهاى كه بعضى[٣] ديگر كردهاند كه: آيه شريفه دلالت دارد بر اينكه خداى تعالى بعضى عذابها را از مؤمنين ساقط مىكند، و در حقشان تخفيف قائل مىشود، (حرف درستى نيست) زيرا اگر ميان مؤمنين و غير مؤمنين فرقى نبود جهت نداشت كفار را اختصاص داده، تنها گناهان ايشان را غير قابل تخفيف بداند.
وجه نامقبولى اين دو احتمال اين است كه هر چند خوارى كفار و احترام مؤمنين مطلبى است در جاى خود محفوظ، هم چنان كه آيات دلالت كننده بر خفت و خوارى كفار به عذابهاى دنيوى و حبط اعمال و نيز آيات دلالت كننده بر شفاعت بعضى از مؤمنين نيز بر آن دلالت دارد، ليكن آيه مورد بحث ناظر به اين جهت نيست، تنها عنايت آيه در فرق ميان وزرهاى خود گمراه شدگان به دست كفار، و وزرهايى است كه كفار در آنها دخالت داشتهاند، و مىخواهد بفرمايد گمراه شدگان بدست كفار خودشان وزر عمل خود را خواهند كشيد، و گمراه كنندگان، تنها آن وزرهايى از ايشان را به دوش مىكشند كه اضلال ايشان باعث آن شده باشد.
[١] هر كس به اندازه يك ذره عمل زشت كند سزايش را مىبيند. سوره زلزال، آيه ٨.
[٢] تفسير روح المعانى، ج ١٤، ص ١٢٣.
[٣] تفسير فخر رازى، ج ٢٠، ص ١٨.