ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣١٩ - بيان اينكه راه ضلالت در حقيقت راه نيست و امرى عدمى است و بحث معتزله و اشاعره در جواز يا عدم جواز اسناد خلق آن به خداوند بىمورد است
نعمتهاى خداى سبحان است كه اگر بخواهد يك روزى از انسان سلب مىكند، به خلاف نعمتهاى بيش از حد ضرورت كه آدمى در برخورد به آنها بيشتر متوجه نعمت خدا مىشود.
(وَ أَلْقى فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ وَ أَنْهاراً وَ سُبُلًا لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ).
در مجمع گفته: كلمه ميد از ماد- يميد- ميدا به معناى انحراف به چپ و راست و اضطراب است[١].
و معناى(أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ) اين است كه: اگر خدا در روى زمين كوههايى قرار داد براى جلوگيرى از اين بود كه مبادا زمين، شما را به چپ و راست بلغزاند، و بخاطر همين ناآرامى زمين، نظام زندگيتان مختل گردد.
و انهارا - يعنى و نهرهايى جارى ساخت تا بتوانيد آن را به آسانى به زراعتها و بستانهاى خود برسانيد، و حيوانهاى اهلى خود را سيراب كنيد.
(وَ سُبُلًا لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ)- اين جمله عطف است بر جمله و انهارا ، و معنايش اين است كه خدا راههايى بسوى هدف هدايتى كه از شما اميد مىرود قرار داد، و اين راهها بعضى طبيعى است مانند مسافتهايى كه ميان دو سرزمين قرار داشته، آن دو را بهم وصل مىكند، بدون اينكه حائل و مانعى آن را قطع كرده باشد، مانند زمين هموارى كه ميان دو كوه قرار دارد، و بعضى ديگر مصنوعى است، مانند آن راهى كه در اثر رفت و آمد بسيار، خود به خود به وجود مىآيد، و يا جادههايى كه آدمى به دست خود درست مىكند.
و از ظاهر سياق چنين بر مىآيد كه مقصود از سبل عموم راههاست، كه هر دو قسم راه را شامل مىشود، و هيچ مانعى ندارد كه آن راههايى كه مصنوع بشر است نيز به خدا نسبت داده شود، زيرا مىبينيم كه در همين آيات، نهرها و علامتها را هم به خدا نسبت داده، با اينكه غالبا نهر و علامت را بشر درست مىكند، هم چنان كه مىبينيم بتهايى را كه دست بشر مىتراشد نسبت به خدا داده و آنها را خلق خدا ناميده و فرموده:(وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ وَ ما تَعْمَلُونَ)[٢].
جهتش هم اين است كه همه اينها هر چه باشد آثار مجعولات خداى تعالى است، خداست كه آنها را خلق كرده و داراى اثر قرار داده، البته جعل در مثالهاى مذكور جعل با واسطه است، يعنى خدا خلق كرده اما با دست بشر.
[١] مجمع البيان، ج ٦، ص ٣٥٣، ط تهران.
[٢] خدا شما و آنچه را كه مىتراشيد خلق كرده است. سوره صافات آيه ٩٦.