ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٣٩ - وجوهى كه مفسران براى توجيه حمل جمله بما أغويتني بر اضلال ابتدايى خدا ذكر كردهاند
بعضى[١] از ايشان كه همان جبرى مسلكها باشند گفتهاند: استناد اغواء به خداى تعالى هيچ اشكالى ندارد، و همين خود دليلى است بر اينكه خير و شر همه مستند به خداست، و معناى سخن شيطان هم اين است كه: خدايا! بخاطر اينكه مرا گمراه كردى و نگذاشتى بر آدم سجده كنم، و چون فتنه اين كار از تو است، من هم تمامى مخلوقاتت را گمراه مىسازم .
بعضى[٢] ديگر كه جبرى مذهب نيستند گفتهاند جايز نيست خير و شر و هر زشت و زيبا را به خداى تعالى نسبت داد آن گاه آيه شريفه را به وجوهى توجيه نمودهاند.
اول اينكه: اغوا در آيه به معناى نااميد كردن است و معناى آيه اين است كه خدايا بخاطر اينكه مرا از رحمتت نااميد كردى من هم بشر را با دعوت به معصيت از رحمتت نااميد مىكنم.
دوم اينكه: مراد از اغواء، اضلال از راه بهشت است و معناى آيه اين است كه خدايا اينكه مرا بخاطر نافرمانيم از راه بهشت گمراه كردى، من نيز ايشان را با دعوت خود از راه بهشت گمراه مىكنم.
سوم اينكه: مراد از جمله(بِما أَغْوَيْتَنِي) اين است: خدايا بخاطر اينكه مرا دستورى دادى و اطاعتت نكردم، و وادار به نافرمانيت شدم، و آدم را سجده نكردم، پس در حقيقت اضلال ناميدن اين جريان از باب توسع و مجاز است.
خواننده گرامى با دقت در آنچه ما گفتيم اين معنا را در مىيابد كه معناى آيه مورد بحث بسيار واضح است و هيچ حاجتى به اين وجوه ندارد.
نظير اين بحث، بحثى است كه پيرامون انظار (مهلت دادن) كه در جمله(فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ) است كردهاند كه اين مهلت دادن به ابليس و او را براى هميشه به جان بشر انداختن كار قبيحى است، و ترجيح دادن مرجوح بر راجح است.
آنان كه اين عمل را جائز شمردهاند- يعنى دسته اول- گفتهاند: آيه شريفه دلالت مىكند بر اينكه حسن و قبح كه عقل، افعال ما را با آن توجيه و تعليل مىكند، تنها ملاك و محك افعال ما است، و در افعال خداى تعالى تاثير ندارد، و خلاصه دست عقل از داورى نسبت به افعال او كوتاه است. پس خداى سبحان به هر كه هر چه بخواهد ثواب
[١] ( ١ و ٢) كشاف، ج ٢، ص ٥٧٨، روح المعانى، ج ١٤، ص ٥٠.
[٢] ( ١ و ٢) كشاف، ج ٢، ص ٥٧٨، روح المعانى، ج ١٤، ص ٥٠.