ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٣٢ - ملائكه مامور به سجده(تواضع و خدمت) بر نوع بشر بودند و ابليس با اباء از سجده بر آدم، از خضوع در برابر نوع بشر استنكاف ورزيد
و چه بسا كه در دفع اين اشكال گفتهاند[١]: اين تعبير از باب اين است كه ديگر طولانىتر از آن، مدتى نيست و مانند تعبير(خالِدِينَ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ) است.
ولى همانطور كه خواننده عزيز ملاحظه مىكند وجه درستى نيست و ما معناى(خالِدِينَ فِيها) را كه يوم الدين را به آن قياس كردهاند در تفسير سوره هود گذرانديم.
و چه بسا كه اينطور گفتهاند[٢]: مراد از لعنت در آيه، لعن خلائق است كه پر واضح است كه در روز قيامت تمام مىشود، به خلاف لعنت خدا كه روز قيامت هم هست و تا ابد ادامه دارد.
و گويا اين گوينده غفلت كرده از اينكه خداوند لعنت خودش را هم تا روز قيامت محدود نموده، و در سوره ص فرموده:(وَ إِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلى يَوْمِ الدِّينِ)[٣].
(قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ).
انظار به معنى مهلت دادن است. و اگر در ابتداى كلامش خدا را به كلمه رب ستوده، با اينكه در مقام مخاصمه و عصيان و استكبار بوده، براى اين است كه در همين حال در مقام دعا و سؤال هم بوده است. و در اين مقام چاره نداشته جز اينكه او را به اسمى بخواند كه رحمت الهيه مطلقهاش را تحريك نمايد، لذا به مقام ربوبيت ملتجى شد تا در عين اينكه بر او خشم گرفته درخواستش را اجابت نمايد.
[ملائكه مامور به سجده (تواضع و خدمت) بر نوع بشر بودند و ابليس با اباء از سجده بر آدم، از خضوع در برابر نوع بشر استنكاف ورزيد]
و اگر ابليس در هنگام درخواست خود كلامش را با فاء تفريع آغاز كرد و گفت فانظرنى- پس مرا مهلت بده و در ضمن كلامش سخن از مبعوث شدن عموم بشر كرد- نه تنها آدم كه به خاطر امتناع از سجده بر او مبتلا به رجم و لعن شد- براى اين بود كه- همانطور كه در تفسير آيات اين داستان در سوره اعراف گفتيم- بفهماند لجبازى و دشمنىاش تنها با آدم نبوده، و از همين جا آن نكته كه در آنجا گفتيم تاييد مىشود، و آن اين بود كه ابليس مامور سجده بر عموم و جنس بشر بوده، نه تنها آدم، و آدم، به منزله قبلهاى بوده كه نوع بشر را مجسم مىنموده است.
توضيح اينكه: ما در ذيل آيه
[١] روح المعانى، ج ١٤، ص ٤٧.
[٢] روح المعانى، ج ١٤، ص ٤٨.
[٣] و بر تو لعنت من تا روز قيامت حتمى و محقق است. سوره ص، آيه ٧٨.