ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢١٧ - بحث روايتى(رواياتى در باره استراق سمع شياطين و رجم آنها با نجوم و در ذيل آيه إن من شيء إلا عندنا خزائنه و )
و در تفسير قمى در ذيل آيه و جعلنا لكم فيها معايش از معصوم نقل كرده كه فرمود: يعنى براى هر نوع حيوانى معيشت معينى تقدير كرديم[١].
و در همان كتاب در روايت ابى الجارود از حضرت باقر (ع) در ذيل جمله(وَ أَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْزُونٍ) چنين آورده: خداى تعالى در كوهها طلا و نقره و گوهر و مس و روى و آهن و قلع و سرمه و زرنيخ و نظائر آن را قرار داده كه جز با وزن كردن مورد معامله واقع نمىشود[٢].
مؤلف: جا دارد اين روايت بر بيان بعضى مصاديق آن حمل شود، علاوه بر اينكه هم در سندش ضعف هست و هم در متنش.
و در كتاب روضة الواعظين ابن فارسى است كه از جعفر بن محمد از پدرش از جدش (ع) روايت شده كه آن جناب فرموده: در عرش تمثال تمامى مخلوقات برى و بحرى عالم هست. آن گاه امام جعفر بن محمد فرموده: اين است تاويل آيه(وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ ...)[٣].
و در معانى الاخبار به سند خود از مقاتل بن سليمان روايت كرده كه گفت امام صادق (ع) فرمود: وقتى موسى از كوه طور بالا رفت، پروردگارش را ندا داد و عرضه داشت: پروردگارا خزائن خودت را به من نشان بده . خطاب آمد اى موسى خزائن من اين است كه وقتى چيزى را بخواهم مىگويم كن آن چيز موجود مىشود[٤].
و در الدر المنثور است كه بزار و ابن مردويه- در كتاب العظمة- از ابى هريره روايت كردهاند كه گفت رسول خدا ٦ فرموده: خزائن خدا كلام خداست، وقتى چيزى را اراده كند مىگويد كن و او موجود مىشود[٥].
مؤلف: اين سه روايت اخير بيان گذشته ما را تاييد مىكند. و منظور از كلمه كن كلمه ايجاد است كه همان وجود اشياء مىباشد. و نيز اين، تاييد مىكند نظريه ما را كه گفتيم كلمه شىء در آيه شريفه تمامى موجودات را شامل مىشود و مخصوص به موجودى معين نيست، و مىرساند كه صحابه و اهل عصر نزول قرآن نيز همين عموميت را مىفهميدند، هم چنان كه اين عموميت را روايت الدر المنثور از ابن ابى
[١] ( ١ و ٢) تفسير قمى، ج ١، ص ٣٧٤.
[٢] ( ١ و ٢) تفسير قمى، ج ١، ص ٣٧٤.
[٣] روضة
[٤] معانى الاخبار، ص ٤٠٢، ح ٦٥.
[٥] الدر المنثور، ج ٤، ص ٩٥.