ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢١٠ - معناى ژرفى كه از تدبر در اين آيه شريفه و آيات ديگر راجع به قدر و تقدير در خلق و ايجاد به دست مىآيد
چيزى كه مساله را آسان مىسازد اين است كه خداى تعالى اين شىء را كه گفتيم موضوع حكم است، نازل از ناحيه خود مىداند، و نزول معنايى است كه مستلزم يك بالا و پايينى، و بلندى و پستى مانند آسمان و زمين باشد، و چون به و جدان مىبينيم كه زيد مثلا از جاى بلندى به جاى پستى نيفتاده، مىفهميم كه منظور از انزال، انزال معمولى كه مستلزم فرض پستى و بلندى است نمىباشد، و مقصود از آن همان خلقت زيد است، اما خلقتى كه توأم با صفتى است كه به خاطر آن كلمه نزول بر وى صادق باشد، و نظير آيه مورد بحث آيه شريفه(وَ أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ الْأَنْعامِ ثَمانِيَةَ أَزْواجٍ)[١] و آيه شريفه(وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ)[٢] مىباشد.
بعد از آنكه معناى نزول را تا حدى فهميديم، اين نكته را ياد آور مىشويم كه در جمله(وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ) نزول را كه بنا شد به معناى خلقت باشد توأم با قدر كرده، اما توأمى لازم كه به هيچ وجه انفكاكش ممكن نيست، براى اينكه آن را با تعبير حصر (جز به قدر معلوم نازل نكرديم) افاده فرموده. و بايى كه بر سر قدر است يا باء سببيت است و يا باء آلت و يا مصاحبت، ولى هر چه باشد نتيجه يكى است، و مىرساند كه كينونت و ظهور زيد به وجود، توأم با همان حدود و اندازههاى معلومى است كه دارد، پس وجود زيد وجودى است محدود، و چطور محدود نباشد با آنكه خداى تعالى فرموده:(إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ)[٣] و اگر وجود زيد محدود نباشد محاط خدا واقع نمىگردد، زيرا چيزى كه حد و نهايت ندارد محال است محاط واقع شود.
و اين قدر چيزيست كه به وسيله آن هر موجودى متعين، و متمايز از غير خود مىشود، مثلا در زيد كه خود يك شىء است و از عمرو و غيره متمايز است، حقيقتى است كه آن را از ديگر افراد انسان جدا مىسازد، و نيز از اسب، گاو، زمين و آسمان متمايز مىكند، بطورى كه مىتوانيم بگوييم زيد عمرو نيست، و هيچ فرد ديگر انسان نيست، و نيز اسب و گاو نيست، و زمين و آسمان هم نيست. و اگر اين حد و اين قدر نبود اين تعين و تمايز از ميان مىرفت و هر چيزى همه چيز مىشد.
اين سخن در باره وجود زيد بود، همچنين وجود قوا و آثار و اعمال زيد محدود و
[١] و نازل كرد براى شما از چهارپايان هشت جفت. سوره زمر، آيه ٦.
[٢] آهن را نازل كرديم. سوره حديد، آيه ٢٥.
[٣] او به هر چيزى محيط است. سوره حم سجده، آيه ٥٤.