ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٩٠ - بررسى و نقد سخن كسانى كه قائلند به اينكه ترتيب آيات قرآنى توقيفى بوده و به دستور پيامبر
تلقين مىكرد، (و آن قدر تكرار مىكرد تا حفظ شوند) و هر چه نازل مىشد به ترتيبى كه امروز در دست ماست به اصحاب تعليم مىفرمود، و اين ترتيب توقيفى و به دستور جبرئيل، و اعلامش در موقع آوردن آيات بوده كه مىگفته: اين آيه را بعد از فلان آيه از فلان سوره بنويسيد.
پس ثابت شد كه سعى صحابه همه در جمع آورى قرآن بوده، نه در ترتيب آن، زيرا قرآن در لوح محفوظ به همين ترتيب نوشته شده بود، چيزى كه هست خداى تعالى آن را يك باره به آسمان دنيا فرستاد، و از آنجا آيه آيه و هر آيه را در هنگام حاجت نازل فرمود. پس ترتيب نزول غير از ترتيب تلاوت است[١].
و از ابن حصار نقل كرده كه گفته است: ترتيب سورهها و وضع هر آيه در موضع خود به وحى بوده، و اين رسول خدا ٦ بوده كه مىفرمود آيه فلان را در فلان موضع جاى دهيد، و از نقل متواتر يقين شده كه اين ترتيب به سفارش رسول خدا ٦ بوده، و اصحاب فقط آن را جمع آورى نموده، و آياتش را آن طور كه الآن در مصاحف ضبط شده، ضبط كردند[٢].
قريب به اين معنا را از ديگران مانند بيهقى، طيبى و ابن حجر نيز نقل كرده است. و ما در اين نقلها ايراداتى داريم: اما اينكه اصحاب مصاحف را به ترتيبى كه از رسول خدا ٦ گرفتهاند، و در آن ترتيب، مخالفت نكردهاند هيچ دليلى از روايات گذشته بر طبقش نيست. آنچه از دلالت روايات مسلم است اين است كه اصحاب آنچه از آيات كه بينه و شاهد بر آن قائم مىشد مىنوشتند، و اين معنا هيچ اشارهاى به كيفيت ترتيب آيات ندارد. بله، در روايت ابن عباس كه در گذشته نقل كرديم از عثمان مطلبى نقل كرده كه اشارهاى به اين معنا دارد، ولى عيبى كه دارد اين است كه در روايت مذكور به بعضى از كتاب وحى مىفرمود چنين كنيد، و اين غير آنست كه به همه صحابه فرموده باشد. علاوه بر اينكه اين روايت معارض با روايات مربوط به جمع اول، و روايات مربوط به نزول بسم اللَّه و غير آنست.
و اما اينكه گفتند رسول خدا ٦ رسمش اين بود كه آيات را با همين ترتيب بر اصحابش تلقين مىكرد ، گويا منظورشان اشاره به حديث عثمان بن
[١] الاتقان، ج ١، ص ٦١.
[٢] الاتقان، ج ١، ص ٦٢.