ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٨٧ - بررسى و نقد سخن كسانى كه قائلند به اينكه ترتيب آيات قرآنى توقيفى بوده و به دستور پيامبر
[بررسى و نقد سخن كسانى كه قائلند به اينكه ترتيب آيات قرآنى توقيفى بوده و به دستور پيامبر ٦ صورت گرفته است]
عمر رسول خدا ٦ نازل شده و حال آنكه مىبينيم در سورههايى قرار دارد كه در اوائل هجرت نازل شده است. و ما مىدانيم كه از اوايل هجرت تا اواخر عمر آن جناب سورههاى زياد ديگرى نازل شده است، مانند سوره بقره كه در سال اول هجرت نازل شد، و حال آنكه آيات چندى در آنست كه روايات آنها را آخرين سوره آيات نازله بر رسول خدا ٦ مىداند. حتى از عمر نقل شده كه گفت: رسول خدا ٦ از دنيا رفت در حالى كه هنوز آيات ربا را بر ما بيان نكرده بود و در اين سوره است آيه(وَ اتَّقُوا يَوْماً تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ ...)[١] كه در روايات آمده كه آخرين آيه نازل بر آن جناب است.
پس معلوم مىشود اين گونه آيات كه در سورههاى غير مناسبى قرار گرفتهاند و ترتيب نزول آنها رعايت نشده، به اجتهاد اصحاب در آن مواضع قرار گرفتهاند.
مؤيد اين معنا روايتى است كه صاحب الاتقان[٢] از ابن حجر نقل كرده كه گفته است: روايتى از على وارد شده كه بعد از درگذشت رسول خدا ٦ قرآن را به ترتيب نزولش جمع آورى كرده است. اين روايت را ابن ابى داوود هم آورده[٣] و مضمون آن از روايات مسلم و صحيح شيعه است.
اين بود آنچه كه ظاهر روايات اين باب بر آن دلالت مىكرد. ليكن عده زيادى اصرار دارند بر اينكه ترتيب آيات قرآنى توقيفى است، و آيات قرآن موجود در دست ما كه معروف است به قرآن عثمانى به دستور رسول خدا ٦ ترتيب يافته كه دستور آن جناب هم به اشاره جبرئيل بوده. اين عده ظاهر رواياتى كه ذكر شد را تاويل نموده و گفتهاند: جمعى كه صحابه كردند جمع ترتيبى نبوده، بلكه همان ترتيبى را كه بياد داشتهاند در آيات و سورهها رعايت نمودهاند، و آن را در مصحفى ثبت كردهاند.
و حال آنكه خواننده محترم خوب مىداند كه كيفيت جمع اول كه در زمان ابو بكر اتفاق افتاد، و روايات آن را بيان مىكرد، صريحا اين تاويل را رد مىكند.
و چه بسا كه بعضى استدلال كردهاند بر مطلب فوق الذكر به اينكه مرتب بودن آيات عثمانى اجماعى است، هم چنان كه سيوطى در كتاب الاتقان[٤] از زركشى دعوى آن را نقل كرده. و از ابى[٥] جعفر بن زبير چنين آورده كه گفته است: در اين مورد اختلافى
[١] سوره بقره، آيه ٢٨١.
[٢] ( ٢ و ٣) الاتقان، ج ١، ٧١.
[٣] ( ٢ و ٣) الاتقان، ج ١، ٧١.
[٤] ( ٤ و ٥) الاتقان، ج ١، ص ٦٠.
[٥] ( ٤ و ٥) الاتقان، ج ١، ص ٦٠.