ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٧٤ - فصل چهارم در باره جمع و تاليف قرآن و جمع بين رواياتى كه برخى بر جمع قرآن در زمان پيامبر
نوشت، و مردم نزد زيد مىآمدند، و او محفوظات كسى را مىنوشت كه دو شاهد عادل مىآورد، و آخر سوره برائت را كسى جز ابى خزيمة بن ثابت نداشت. ابى بكر گفت:
آن را هم بنويسيد، زيرا رسول خدا ٦ فرموده بود شهادت ابى خزيمه به جاى دو شهادت پذيرفته مىشود، لذا زيد آن را هم نوشت. عمر آيه رجم را آورد قبول نكردند و ننوشت چون شاهد نداشت[١].
و از ابن ابى داوود- در كتاب المصاحف- از طريق محمد بن اسحاق از يحيى بن عباد بن عبد اللَّه بن زبير از پدرش روايت كرده كه گفت: حارث بن خزيمه اين دو آيه را از آخر سوره برائت برايم آورد و گفت: شهادت مىدهم كه اين دو آيه را از رسول خدا ٦ شنيده و حفظ كردهام عمر گفت: من نيز شهادت مىدهم كه آنها را شنيدهام. آن گاه گفت: اگر سه آيه بود من آن را يك سوره جداگانه قرار مىدادم، و چون نيست در همان آخر برائت بنويسيد[٢].
و نيز از وى از طريق ابى العاليه از ابى بن كعب روايت كرده كه گفت: قرآن را جمع كردند تا رسيدند در سوره برائت به آيه(ثُمَّ انْصَرَفُوا صَرَفَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ) و خيال كردند كه اين آخرين آيه آنست. ابى گفت: رسول خدا ٦ بعد از اين آيه دو آيه ديگر براى من قرائت كرد، و آن آيه(لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ)- تا آخر سوره- است[٣].
و در الاتقان از دير عاقولى در كتاب فوائدش نقل كرده كه گفت: ابراهيم بن يسار از سفيان بن عيينه از زهرى از عبيد از زيد بن ثابت براى ما حديث كرد كه او گفته است: رسول خدا ٦ از دار دنيا رفت در حالى كه هنوز هيچ چيز از قرآن جمع آورى نشده بود[٤].
و حاكم در مستدرك به سند خود از زيد بن ثابت روايت كرده كه گفت: نزد رسول خدا ٦ داشتيم قرآن را از و رق پارهها جمع آورى مىكرديم كه ...[٥].
[١] الاتقان، ج ١، ص ٥٨.
[٢] الدر المنثور، ج ٣، ص ٢٩٦ با اندكى اختلاف.
[٣] الدر المنثور ج ٣ ص ٢٩٥ و الاتقان ج ١ ص ٦١
[٤] الاتقان ج ١ ص ٥٧
[٥] الاتقان، ج ١، ص ٥٧.