ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٦٣ - ضعف و قصور روايات دال بر وقوع تحريف در قرآن از نظر سند و دلالت
و همچنين رواياتى[١] كه دارد: فرستادگان بنى تميم وقتى خدمت رسول خدا ٦ مىرسيدند، پشت در منزلش مىايستادند و صدا مىزدند كه به سر وقت ما بيرون بيا. آن گاه آيهاى را كه در اين مورد نازل شده اين چنين نقل كرده:
(إِنَّ الَّذِينَ يُنادُونَكَ مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ) (بنو تميم)(أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ) آن گاه آقايان پنداشتند كه كلمه بنو تميم جزء آيه بوده و ساقط شده است.
باز ملحق به اين باب است روايات بى شمار ديگرى كه در جرى قرآن (تطبيق كليات آن بر مصاديق) وارد شده است، مانند روايتى[٢] كه در ذيل آيه (وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا) (آل محمد حقهم) آمده كه جمله آل محمد حقهم به منظور بيان يكى از مصاديق ظلم آورده شده، نه به عنوان متن آيه. و روايتى[٣] كه در خصوص آيه (وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ) (فى ولايت على و الأئمة من بعده)(فَقَدْ فازَ فَوْزاً عَظِيماً) و اين گونه روايات بسيار زياد است.
باز ملحق به اين بابست رواياتى كه وقتى آيهاى را تفسير مىكند ذكرى و يا دعايى به آن اضافه مىنمايد، تا مردم در هنگام خواندن آن آيه ادب را رعايت نموده، آن ذكر و دعا را بخوانند، هم چنان كه در كافى[٤] به سند خود از عبد العزيز بن مهتدى روايت كرده كه گفت از حضرت رضا (ع) در باره سوره توحيد پرسيدم فرمود:
هر كس بخواند(قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) را و به آن ايمان داشته باشد توحيد را شناخته است. آن گاه اضافه كرده است: عرض كردم چطور بخوانيم آن را؟ فرمود: همانطور كه مردم آن را مىخوانند: (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ) كذلك اللَّه ربى كذلك اللَّه ربى .
و نيز جزو ادله قاصر الدلاله آقايان بايد رواياتى را شمرد كه در باب الفاظ آيهاى وارد شده و آقايان آنها را از ادله تحريف شمردهاند، مانند روايتى[٥] كه در پارهاى روايات مربوط به آيه(وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ) دارد آيه اينطور است: و لقد نصركم اللَّه ببدر و انتم ضعفاء
[١] تفسير برهان، ج ٤، ص ٢٠٤، ح ١.
[٢] تفسير برهان، ج ٣، ص ١٩٤، ح ٤.
[٣] تفسير برهان، ج ٣، ص ٣٤٠، ح ١.
[٤] تفسير برهان، ج ٤، ص ٥٢٣، ح ٥.
[٥] تفسير برهان، ج ١، ص ٣١٠، ح ١.