ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٣٣ - بحث روايتى(رواياتى در باره تبديل زمين در قيامت در ذيل آيه يوم تبدل الأرض غير الأرض
و در تفسير عياشى از ثوير بن ابى فاخته از حسين بن على (ع) روايت آورده كه در معناى(تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ) فرموده است: به زمينى عوض مىشود كه روى آن گناهى نشده است، و زمينى است بارز، يعنى كوه و نبات ندارد، مانند روز نخستى كه خدا آن را گسترده كرده بود[١].
مؤلف: اين روايت را قمى[٢] در تفسير خود آورده. و از آن بر مىآيد كه در روز پيدايش زمين، كوه و پستى و بلندى و همچنين روييدنى در زمين نبوده است، و پس از اتمام خلقت آن، اين چيزها در زمين پيدا شده است.
و در الدر المنثور است كه بزار، ابن منذر، طبرانى، ابن مردويه و بيهقى در كتاب البعث از ابن مسعود روايت كردهاند كه گفت: رسول خدا ٦ در تفسير آيه(تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ) فرمود: زمينى سفيد رنگ مانند نقره كه در آن هيچ خونى به حرام ريخته نشده و هيچ گناهى در آن نشده باشد[٣].
مؤلف: الدر المنثور[٤] اين روايت را از ابن مردويه از على (ع) از آن جناب نيز نقل كرده است.
باز در همان كتابست كه ابن ابى الدنيا در كتاب صفة الجنة و ابن جرير، ابن منذر و ابن ابى حاتم از على بن ابى طالب نقل كردهاند كه در ذيل آيه(تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ) فرموده است: زمينى از نقره و آسمانى از طلا[٥].
مؤلف: بعضى از مفسرين، كلام على (ع) را حمل بر تشبيه كردهاند، هم چنان كه در حديث ابن مسعود هم ديديد كه داشت: زمينى چون نقره.
و در كافى به سند خود از زراره از امام باقر (ع) روايت كرده كه گفت: ابرش كلبى از آن حضرت از آيه(يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ) سؤال كرد، امام فرمود: زمين مبدل به نانى پاكيزه مىشود كه مردم از آن مىخورند تا رسيدگى به حسابها تمام شود.
ابرش مىگويد: پرسيدم آخر آن روز مردم در گرفتارى محشرند، كجا حال و حوصله نان خوردن دارند؟ فرمود: چطور آنهايى كه در آتشند عذاب آتش از خوردن ضريع و آشاميدن
[١] تفسير عياشى، ج ٢، ص ٢٣٦، ح ٥٢.
[٢] تفسير قمى، ج ١، ص ٣٧٢.
[٣] ( ٣ و ٤) الدر المنثور، ج ٤، ص ٩٠.
[٤] ( ٣ و ٤) الدر المنثور، ج ٤، ص ٩٠.
[٥] الدر المنثور، ج ٤، ص ٩١.