ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٢٤ - گفتارى در معناى انتقام خدا
البته كلمه لتزول به فتح اول و ضمه آخر هم قرائت شده،[١] و بنا بر اين قرائت كلمه ان مخففه و معنا چنين خواهد بود: و به تحقيق كه مكر ايشان از عظمت به حدى بود كه كوهها را از جاى مىكند .
[و انگيزه و غايت آن ((إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ ذُو انتِقامٍ))]
(فَلا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ ذُو انتِقامٍ).
اين جمله تفريع بر مطالب قبل است كه مىفرمود: عذاب نكردن ستمكاران به خاطر تاخير تا قيامت است، و وقتى چنين است ديگر خيال نكن كه خدا از وعدهاى كه بر نصرت فرستادگان خود داده خلف مىكند، اگر وعده نصرت داده وفا مىكند و اگر وعده عذاب به متخلفين داده نيز وفا مىكند. و چطور ممكن است وفا نكند و حال آنكه او عزيز و داراى انتقام شديد است. و لازمه عزت مطلقه او نيز همين است كه خلف وعده نكند، چون خلف وعده يا بدين جهت است كه نمىتواند وعده خود را وفا كند و يا بدين سبب است كه رأيش برگشته و وضعى برايش پيش آمده كه او را مجبور كرده بر خلاف حال قبليش رفتار كند.
و خداوند، عزيز على الاطلاق است و عجز و ناتوانى در او تصور ندارد، و هيچ حالتى او را مقهور و مجبور به عمل بر خلاف حالت قبلى نمىكند چون واحد و قهار است.
و كلمه(ذُو انتِقامٍ) يكى از اسماى حسناى خداى تعالى است و در چند جاى قرآن خود را به آن اسم ناميده است، و در همه جا آن را در كنار اسم عزيز آورده، از آن جمله فرموده:(وَ اللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقامٍ)[٢] و نيز فرموده:(أَ لَيْسَ اللَّهُ بِعَزِيزٍ ذِي انْتِقامٍ)[٣] و نيز در آيه مورد بحث فرموده:(إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ ذُو انتِقامٍ). و از اينجا فهميده مىشود كه اسم ذو انتقام از فروعات اسم عزيز است.
گفتارى در معناى انتقام خدا
انتقام به معناى عقوبت است، ليكن نه هر عقوبت بلكه عقوبت مخصوصى. و
[١] تفسير روح المعانى، ج ١٣، ص ٢٥١.
[٢] سوره آل عمران آيه ٤، سوره مائده، آيه ٩٥.
[٣] سوره زمر، آيه ٢.