ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٢٣ - معناى اينكه مكر ظالمان نزد خدا است هر چند مكرشان از جا كننده كوهها باشد
ممكن هم هست حال باشد از ضمير بهم . و يا بطورى كه[١] گفته شده حال از هر دو ضمير باشد. و همه ضميرهاى جمع به جمله(الَّذِينَ ظَلَمُوا) بر مىگردد.
[معناى اينكه مكر ظالمان نزد خدا است هر چند مكرشان از جا كننده كوهها باشد]
و مقصود از اينكه فرمود: و نزد خداست مكر ايشان اين است كه خداى تعالى به علم و قدرت بر مكر ايشان احاطه دارد. و معلوم است كه مكر وقتى مكر است كه از اطلاع طرف پنهان باشد و از آن خبر نداشته باشد، و اما اگر زير نظر او انجام بگيرد و او هم بتواند در يك چشم بهم زدن نقشه وى را به راحتى خنثى نمايد ديگر مكر عليه او نيست، بلكه مكر عليه خود مكر كننده است، (زيرا تنها كارى كه كرده مقدار دشمنى خود را به او فهمانده است) هم چنان كه در قرآن كريم فرموده:(وَ ما يَمْكُرُونَ إِلَّا بِأَنْفُسِهِمْ وَ ما يَشْعُرُونَ)[٢].
حرف ان در جمله(وَ إِنْ كانَ مَكْرُهُمْ ...) بطورى كه گفتهاند[٣] وصليه و به معناى هر چند است. و لام در لتزول متعلق مقدرى از قبيل يقتضى و يا يوجب و امثال آن مىباشد كه كلمه مكر بر آن دلالت مىكند پس تقدير آيه چنين است: خداوند به مكر ايشان محيط است، هم از آن خبر دارد و هم قادر به دفع آنست، چه مكر آنان اندك باشد و چه به اين حد از قدرت برسد كه باعث از ميان رفتن كوهها شود .
و با در نظر گرفتن آيه قبلى معنا چنين مىشود: برايتان معلوم شد كه ما چه معاملهاى با آنها كرديم و حال آنكه آنان آنچه در طاقتشان بود در نقشه چينى و مكر بكار بردند، غافل از اينكه خدا به مكرشان احاطه دارد، هر چند هم كه مكرشان عظيمتر از آنچه كردند مىبود و كوهها را از ميان مىبرد.
و چه بسا كه گفتهاند[٤]: كلمه ان در جمله مورد بحث وصليه نيست، بلكه نافيه است و لام در لتزول لامى است كه بر سر منفى در مىآيد. و جبال كنايه از آيات و معجزات است. و معناى جمله اين است كه: مكر ايشان هرگز نخواهد توانست آيات و معجزات خدايى را كه مانند كوههاى پا بر جا و غير قابل زوالند از بين ببرد و باطل سازد آن گاه اين تفسير خود را به قرائت ابن مسعود كه آيه را به صورت و ما كان مكرهم ... خوانده است تاييد نمودهاند. و ليكن معنايى است بعيد.
[١] تفسير روح المعانى، ج ١٣، ص ٢٥٠.
[٢] جز به خويشتن مكر نمىكنند ولى نمىفهمند. سوره انعام، آيه ١٢٣.
[٣] تفسير ابى السعود، ج ٥، ص ٥٨.
[٤] تفسير روح المعانى، ج ١٣، ص ٢٥١.