ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١١٣ - اشاره به اينكه اعمال از جهت احتياج به اذن و مشيت خدا هستند به خدا و از جهت تصدى و صدور مستند به عامل است
و اسحاق به وى داده. و اگر چنين عنايتى به وى فرمود بخاطر استجابت دعايش بود.
ابراهيم (ع) در بين دعايش وقتى به ياد اين نعمت مىافتد ناگهان رشته دعا را رها نموده به شكر خدا مىپردازد و خداى را بر استجابت دعايش ثنا مىگويد.
[اشاره به اينكه اعمال از جهت احتياج به اذن و مشيت خدا هستند به خدا و از جهت تصدى و صدور مستند به عامل است]
(رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي رَبَّنا وَ تَقَبَّلْ دُعاءِ).
نسبت دادن نماز خواندنش به خدا- با اينكه او نماز را مىخواند- نظير نسبت دادن دوريش از بتپرستى است به خدا. و همانطور كه قبلا هم گفتهايم هر عملى و از آن جمله نماز خواندن و بت نپرستيدن يك نسبت و ارتباط به خداى تعالى دارد، و آن عبارتست از احتياج و ارتباطش به اذن و مشيت خدا. و يك نسبت به عامل دارد و آن نسبت تصدى و صدور است.
اين جمله، فقره دوم از دعاى ابراهيم (ع) است كه فرزندانش را در آن شركت داده است. و دعاى اولش جمله(وَ اجْنُبْنِي وَ بَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ) و دعاى سومش جمله(رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَ لِوالِدَيَّ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ) است كه پدر و مادر و عموم مؤمنين را در آن شركت داده.
نكتهاى كه در هر سه فقره رعايت شده اين است كه ابراهيم در همه آنها خودش را به عنوان مفرد و مستقل ذكر كرده. در دعاى اولش گفته است: و اجنبنى و در دومى گفته است: اجعلنى ، و در سومى گفته است: اغفر لى ، و اين بدان جهت بوده كه خواسته است علاوه بر فرزندانى كه در اين موقع داشته، تمامى ذريه آيندهاش را هم به خود ملحق سازد، هم چنان كه در جاى ديگر از آن جناب نقل كرده كه گفته است:
(وَ اجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ)[١] و باز در جاى ديگر خداى تعالى گفت و شنود خود را با وى چنين حكايت كرده است:(إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي)[٢].
در فقره اول از دعايش گفت:(وَ اجْنُبْنِي وَ بَنِيَّ) و در اينجا گفت:(اجْعَلْنِي- مُقِيمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي) و ممكن است اين سؤال براى خواننده پيش بيايد كه چرا در
[١] و برايم ياد خيرى در آيندگان بگذار. سوره شعراء، آيه ٨٤.
[٢] و چون ابراهيم را پروردگارش به ابتلائاتى بيازمود و او همه را به خوبى به پايان رسانيد، پروردگارش گفت كه من تو را براى مردم امام قرار مىدهم. گفت از ذريهام نيز قرار ده. سوره بقره، آيه ١٢٤.