ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٠٥ - بىپايگى اشكالاتى كه در باره دعاى ابراهيم(ع) مطرح شده و از آن جمله اينكه گفتهاند چگونه آن جناب دعاى غير مستجاب كرده و براى همه فرزندان خود دورى از شرك را خواسته است؟
همه فرزندان خود، و اين خود دعائى است غير مستجاب زيرا قريش هم جزء فرزندان وى بودند و آنان اهل شرك و بتپرست بودند، و چطور ممكن است پيغمبرى بزرگوار چون ابراهيم خليل (ع) دعايى بكند كه مىداند غير مستجاب است؟[١] و يا چگونه ممكن است خداى سبحان چنين دعايى را با اينكه لغو و بى معنا است از او حكايت بكند، و اصلا آن را رد نفرمايد، با اينكه روش قرآن كريم همواره چنين است كه سخن بيهوده و پيشنهادهاى لغو را رد مىكند؟ از اين هم كه بگذريم مگر انبياء معصوم از هر گناه نيستند، و با داشتن چنين مقامى ديگر چه معنا دارد كه مصونيت از كفر و پرستش بتها را از خدا درخواست نمايد؟[٢].
آن گاه از آن جواب دادهاند كه مقصود از فرزندانى كه مىگوييم دعاى وى در حق آنان مستجاب نشد، فرزندان با واسطه آن جناب است، نه فرزندان خود او، چون دعاى آن جناب در حق فرزندان خودش يعنى اسحاق و اسماعيل و غير آن دو مستجاب شد[٣].
بعضى[٤] ديگر هم گفتهاند: مقصود فرزندانى است كه در هنگام اين درخواست موجود بودهاند و دعاى وى در حق ايشان مستجاب شد، چون همه آنان موحد بودهاند .
بعضى[٥] ديگر گفتهاند: چه عيب دارد كه منظور از فرزندان را همه ذريه او بگيريم و بگوييم نسبت به بعضى مستجاب شد و نسبت به ديگران نشد .
بعضى ديگر در بتپرستى فرزندان آن جناب توقف كردهاند:
يكى[٦] گفته فرزندان مشرك او بت را نمىپرستيدند، بلكه آنها را شفعاى درگاه خدا مىپنداشتند. بعضى[٧] ديگر گفتهاند: آنها اوثان را مىپرستيدند، نه اصنام را و اين دو با هم فرق دارند. صنم تمثالهاى مجسم است، و وثن تمثالهاى غير مجسم .
بعضى[٨] ديگر گفتهاند: ايشان بت نمىپرستيدند، بلكه بخاطر اينكه دسترسى به خانه كعبه نداشتند سنگى را نصب مىكردند و مىگفتند: خانه خدا هم از سنگ است، آن وقت
[١] ( ١ و ٢ و ٣) تفسير فخر رازى، ج ١٩، ص ١٣٢.
[٢] ( ١ و ٢ و ٣) تفسير فخر رازى، ج ١٩، ص ١٣٢.
[٣] ( ١ و ٢ و ٣) تفسير فخر رازى، ج ١٩، ص ١٣٢.
[٤] تفسير فخر رازى، ج ١٩، ص ١٣٣.
[٥] تفسير فخر رازى، ج ١٩، ص ١٣٣ و روح المعانى، ج ١٣، ص ٢٣٤.
[٦] تفسير نور الثقلين، ج ٢، ص ٥٤٦ و تفسير عياشى، ج ٢، ص ٢٣٠، ح ٣١.
[٧] تفسير فخر رازى، ج ١٩، ص ١٣٣.
[٨] تفسير روح المعانى، ج ١٣، ص ٢٣٤.