اصول فلسفه و روش رئالیسم 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٨
حقیقی بودنش بالا رفت . و همچنین ممکن است در اثر پیشرفت فیزیک یک سلسله خواص دیگری از فلزات در حین حرارت کشف کنیم و در اثر ترقی ریاضیات احکام دیگری راجع به مثلثات به دست آوردیم و در اثر پیشرفت فلسفه انواع و اقسام دور و تسلسل را بشناسیم ، ولی هیچیک از اینها ربطی به تکامل حقیقت به مفهوم فلسفی آن ندارد ، یعنی نه این است که آن حقیقت اول که پیش ما بود رشد و کمال یافته و به تدریج حقیقتتر و صحیحتر و صادقتر شده و درجه حقیقی بودنش بالا رفته بلکه فقط در اثر کاوشهای علمی ، یک عده حقایق دیگری مربوط به آن موضوع در ذهن ما حاصل شده است . حالا ببینیم منظور دانشمندان از تکامل علوم یا تکامل حقیقت چیست ؟ دانشمندان هر وقت دم از تکامل حقیقت بزنند مفهوم فلسفی آن منظور نیست بلکه یکی از دو معنی را در نظر گرفتهاند : الف . همین معنا که در بالا اشاره شد ( توسعه تدریجی معلومات ) . تردیدی نیست که علوم رو به توسعه و افزایش است و تحقیقات دانشمندان هر روز فصل جدیدی در هر یک از علوم باز میکند و یا علم جدیدی را در صحنه علوم وارد میکند . از روز اول نه هیچیک از علوم و نه فلسفه به این توسعه که امروز هست نبوده بلکه به تدریج که از عمر تمدن بشر گذشته در اثر کوششهای دانشمندان بر عده مسائل آنها افزوده شده است و بعدا نیز افزوده خواهد شد . گمان نمیرود در تمام جهان یک دانشمند پیدا شود که منکر این مطلب باشد . البته این نوع از تکامل که میبایستی آن را " توسعه تدریجی " و یا " تکامل عرضی " نامید در فلسفه و جمیع شعب علوم جاری است و ربطی به تکامل حقیقت به مفهوم فلسفی آن که ماتریالیستها دستآویز قرار دادهاند ندارد . ب . علوم تجربی یک نوع تحول و تکامل مخصوص به خود پیدا میکند که میتوان آن را " تکامل طولی " نامید ، به این معنی که این علوم فقط روی فرضیه و تئوری کار میکنند و به حسب سنخ موضوعات خود نمیتوانند مانند ریاضیات و فلسفه متکی به اصول برهانی یقینی باشند و چون دلیل و گواهی بر صحت این فرضیهها جز انطباق با تجارب و نتیجه عملی دادن نیست و انطباق با تجربه و نتیجه عملی دادن دلیل بر حقیقی بودن و یقینی بودن نمیشود و جنبه احتمالی آن فرضیهها را از بین نمیبرد و از طرفی راه دیگری برای به دست آوردن صحت این فرضیهها در