اصول فلسفه و روش رئالیسم 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦
ایرانیان را شرح میدهد میگوید : " پس از آنکه شما و صاحبخانه و جمیع حضار نشستید شما به طرف صاحبخانه رو میکنید و میگویید آیا بینی شما فربه است ؟ صاحبخانه میگوید در سایه توجهات باریتعالی بینی من فربه است ، بینی شما چطور ؟ . . . من در بعضی مجالس دیدهام که حتی پنج مرتبه این را از یک نفر سؤال کردهاند و او پاسخ داده است و حتی شنیدم در توصیف . . . ( یکی از علمای تهران ) میگفتند که از بزرگترین خصائلش این بود که وقتی به ملاقات یکی از بزرگان میرفت نه تنها در خصوص بینی وی و متعلقان وی پرسش مینمود بلکه راجع به بینی تمام نوکرها و حتی دربان استفسار میکرد " . ملاحظه کنید که این مرد در اثر عدم آشنایی کامل به تعبیرات زبان فارسی و گمان اینکه در جمله " دماغ شما چاق است ؟ " منظور از کلمه دماغ ، بینی و منظور از چاقی ، فربهی است دچار چه اشتباهی شده و به چه صورت مسخرهآمیزی آن را نقل کرده است . قطعا کنت گوبینو در بیان این جمله غرض سوئی نداشته و تنها عدم آشنایی کامل به تعبیرات فارسی او را به این اشتباه انداخته است . وقتی که در مقام معرفی آداب و عادات رسمی این گونه اشتباهات رخ میدهد ، در مورد افکار فلسفی چه انتظاری میتوان داشت ؟ ما میدانیم در خود ایران که مهد پرورش افکار کسانی مانند بوعلی و صدرالمتألهین است ، در تمام دورهها فضلایی که مایل بودند به آن افکار آشنایی کامل پیدا کنند سالها از عمر خویش را صرف این کار میکردند ، آخر کار در میان هزاران محصل فقط افراد معدودی بودند که واقعا از عهده این کار بر میآمدند و غالبا عده آنها از عدد انگشتان یک دست تجاوز نمیکرد . بنابراین چگونه ما میتوانیم اطمینان پیدا کنیم که فلسفه ده قرن پیش اسلامی و افکار ابن سینا مثلا ، همانطور که مفهوم شاگردان خودشان بوده ، در ترجمههایی که از آنها شده است منعکس گردیده است . مقارن زمانی که صدرالمتألهین در ایران مشغول زیر و رو کردن فلسفه و ریختن