اصول فلسفه و روش رئالیسم 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٢
یک نوع غرور و از خصائص دوره اسکولاستیک [١] و قرون وسطائیها میداند
. در نظر دانشمندان جدید اعتقاد به قطعی بودن و یقینی بودن یک قانون
علمی آنطور که قدما تصور میکردند یک عقیده ارتجاعی است .
شاید از قرن نوزدهم به بعد در میان دانشمندان کسی یافت نشود که مانند
قدما در طبیعیات اظهار جزم و یقین کند ( هر چند قدما هم مسائل طبیعیات
و فلکیات را چندان یقینی نمیدانستند و آنها را " حدسیات " میخواندند
) .
دانشمندان جدید هرگاه فرضیهای ابراز دارند که تجربههای موجود آن را
تأیید کند ادعای یقین مطلق درباره آن نمیکنند و به عنوان " حقیقت مسلم
" آن را بیان نمیکنند .
اینشتین [٢] دانشمند معروف معاصر درباره نظریه معروف خود " نسبیت
" که جانشین نظریه جاذبه عمومی نیوتن [٣] در فیزیک شده است بیش از
این نمیگوید که " تجربههای فعلی آن را تأیید کرده است " .
آری تنها مادیون هستند که در این مسائل اظهار قطع و یقین میکنند و این
مسائل را حقایق مسلمه تلقی میکنند و به دانشمندانی که پدید آورنده این
فرضیهها هستند اعتراض دارند که چرا در حقیقی بودن آنها تردید دارند .
چنانکه بعدا در همین مقاله در حاشیه مستقلی که آراء مادیون را درباره
" ارزش معلومات " بیان و انتقاد میکنیم توضیح خواهیم داد مادیون روی
غرض خاص چارهای ندارند جز آنکه برخلاف همه دانشمندان ، مسائل تجربی را
یقینی بدانند و اگر غیر از این بگویند پایه فلسفه موهومشان خراب میشود ،
و از طرف دیگر میبینند فرضیههای طبیعی بالعیان تغییر میکند و ناسخ و
منسوخ دارد ، ناچار یک مطلب موهوم دیگری را " تکامل حقیقت " عنوان
میکنند و جار و جنجال راه میاندازند و میخواهند از این راه ، هم برای
علوم طبیعی ارزش یقینی قائل شوند و هم تغییر و تبدیل فرضیهها را توجیه
کنند .
گمان میکنم که با بیاناتی که تاکنون در این مقدمه شده بر خواننده محترم
روشن شده باشد که تکامل حقیقت به معنایی که منظور مادیین است ( تغییر
تکاملی ) موهوم
. [١] scholastic . [٢] Einstein . [٣] Newton