اصول فلسفه و روش رئالیسم 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٧
صحیح و حقیقت بود آیا ممکن است به تدریج راستتر و صحیحتر و حقیقتتر
بشود و به اصطلاح درجه حقیقی بودنش بالا برود یا خیر ؟
اگر ما در این مسأله مفهوم فلسفی آن را ( تغییر تکاملی ) در نظر بگیریم
و از مسامحاتی که دانشمندان در تعبیرات خود در بیان تکامل علوم نمودهاند
و منظور خود را به عنوان " تکامل حقیقت " ادا کردهاند ( البته مفهوم
فلسفی آن منظور نبوده است) صرف نظر کنیم پاسخ این سؤال خیلی ساده است.
اینگونه تعبیرات مسامحی دانشمندان برای بعضی تولید اشتباه کرده است و
به ماتریالیستها فرصتی داده است که تحریفات و مغلطههایی بهوجود آوردند.
شما هر یک از حقایق را که در نظر بگیرید خواه جزئی ، خواه کلی ، خواه
مربوط به امور مادی ، خواه غیر مادی ، خواهید دید همیشه و در همه زمانها
به یک نحو و به یک منوال صادق است و اساسا معنا ندارد که به تدریج
صادقتر شود .
مثلا یک حقیقت تاریخی را در نظر میگیریم و میگوییم " ارسطو در قرن
چهارم قبل از میلاد شاگرد افلاطون بوده است " یا یک حقیقت طبیعی را و
میگوییم " فلزات در اثر حرارت منبسط میشوند " و یا یک حقیقت ریاضی
را و میگوییم " سه زاویه مثلث مساوی است با دو قائمه " و یا یک
حقیقت فلسفی را میگوییم " دورو تسلسل باطل است " آیا ممکن است به
تدریج در اثر تکامل علوم و یا هر چیز دیگر این حقایق صحیحتر و صادقتر
بشوند و درجه حقیقی بودن آنها بالاتر برود ؟ البته نه .
یک چیز دیگر ممکن است و آن اینکه اطلاعات ما نسبت به هر یک از
موضوعات بالا توسعه پیدا کند و بر معلومات ما افزوده شود ، مثلا ابتدا
اطلاع ما راجع به روابط ارسطو و افلاطون بیش از اینکه ارسطو در قرن چهارم
قبل از میلاد شاگرد افلاطون بوده نبود ولی کم کم در اثر تحقیقات تاریخی
اطلاعات ما توسعه پیدا کرد و روابط بیشتری را کشف کردیم و معلوم شد که
" ارسطو از سن هجده سالگی به درس افلاطون حاضر شده ، و تا بیست سال
ادامه داده ، و این شاگردی در شهر آتن بوده ، و ارسطو در باغ معروف
آکادمیا [١] که تقریبا در یک کیلومتری شهر بوده به درس افلاطون حاضر
میشده و افلاطون او را " عقل مدرسه " لقب داده بود " یعنی علاوه بر
حقیقت اول یک سلسله حقایق دیگر در ذهن ما وارد شد نه اینکه حقیقت اول
کمال یافت و درجه
. [١] academia