اصول فلسفه و روش رئالیسم 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٩
پر واضح است که همه این تعریفها و تفسیرها به منزله سپر انداختن در بر ابر اشکالات ایده آلیستها و سوفسطائیان و یک سلسله اشکالات دیگر است که بعضی از آنها را در ضمن گفتار فلیسین شاله و ویلیام جمس نقل کردیم . نزاع فلسفه و سفسط ه یا رئالیسم و ایدهآلیسم نزاع لفظی و اصطلاحی نیست که ما بتوانیم با تغییر دادن اصطلاح از محذور ایدهآلیسم رهائی پیدا کنیم . آیا سوفسطائیان غیر از اینکه خاصیت مطابقت با واقع را از ادراکات نفی میکنند حرف دیگری دارند ؟ آیا میتوان مقیاس افکار علمی و فلسفی را از اوهام سفسطی توافق همه اذهان در یک زمان و عدم توافق آنها یا مفید بودن و مفید نبودن یا مواجهه حس با خارج و عدم مواجهه آن قرار داد ؟ آیا این نحو اظهار نظرها در تفسیر حقیقت مستلزم نفی ارزش معلومات و غوطهور شدن در ایده آلیسم یا سپتی سیسم نیست ؟ آشنایان به منطق و فلسفه اسلامی میدانند که اشکالاتی که فلیسین شاله و ویلیام جمس در ضمن گفتار خود به مطابقت افکار با واقع وارد کردند حل شده است و چندان قابل توجه نیست . علیهذا برای یک فیلسوف رئالیست که از اصول ایده آلیستی احتراز دارد و میخواهد با یک روش واقعبینی سلوک نماید چارهای نیست جز آنکه حقیقت را همانطور که قدما تفسیر کردهاند تفسیر کند و " مناط صدق " را همان چیزی بداند که قدما میدانستند . این سلسله مقالات که عهدهدار بیان روش رئالیسم است به هیچیک از معانی و تفسیراتی که اخیرا برای حقیقت یا صدق نمودهاند و دانسته یا ندانسته به سوی سوفیسم و ایدهآلیسم گام برداشتهاند نظری ندارد بلکه همان معنایی را که قاطبه دانشمندان قدیم و بیشتر دانشمندان جدید منظور داشتهاند در نظر گرفته است . در فلسفه قدیم و جدید مباحث زیادی مربوط به " حقیقت " به این معنی که تعریف کردیم مطرح میشود و البته ما در این مقاله نمیتوانیم وارد تمام مباحث مربوط به این مطلب بشویم ، فقط قسمتی از آن مباحث را بهطور اختصار بیان میکنیم . در اینجا در این چند مبحث گفتگو خواهیم کرد : . ١ آیا حقیقت فیالجمله وجود دارد یا آنکه تمام ادراکات بشر موهوم و باطل و هیچ در هیچ است ؟ . ٢ میزان تشخیص حقیقت از خطا چیست ؟