اصول فلسفه و روش رئالیسم 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٦
ماتریالیسم دیالکتیک مدعای نسبیون را درباب حقیقت میپسندد و در عین حال از شکاک بودن احتراز دارد . ما بعدا در همین مقاله در این باره گفتگو خواهیم کرد و اثبات خواهیم نمود که ماتریالیسم دیالکتیک نیز با آنکه از شکاک بودن احتراز دارد از روش یقین خارج شده و از شکاکان پیروی نموده است . راستی اگر ما دخالت اعصاب یا ذهن و بالاخره دستگاه ادراکی خود را در جمیع معلومات اعم از محسوسات و معقولات بپذیریم ، صریحا باید به مدعای شکاکان اعتراف کنیم و بگوییم ما نباید اطمینان داشته باشیم که آنچه درباره جهان میفهمیم با واقع و نفس الامر مطابق است ، ما باید مسائل همه علوم طبیعی و ریاضی و فلسفه را با تردید تلقی کنیم . در مقاله ٢ اشاره شد و در مقاله ٥ نیز خواهد آمد که ذهن قدرت دارد ( فیالجمله ) به ماهیت اشیاء بهطور اطلاق و دست نخورده نائل شود و یک رشته مسائل است که ذهن میتواند با کمال جزم و یقین و اطمینان در آنها فتوا بدهد . یادآوری چند نکته در اینجا لازم است : الف . کلیه دانشمندانی که به یک عنوان خاص از ادراکاتی که مصداق خارجی دارند نفی اطلاق میکنند و به تأثیر و دخالت اعصاب یا مغز و بالاخره ذهن و دستگاه ادراکی در کیفیت ظهور و انکشاف جمیع اشیاء قائلاند خواه ناخواه جزء شکاکان قرار میگیرند هر چند خودشان از شکاک بودن احتراز دارند ، مثلا کانت فیلسوف شهیر آلمانی با آنکه از اینکه " شکاک " یا " سوفسطائی " خوانده شود بیزاری میجوید و خود را " نقاد عقل و فهم انسان " میخواند بالاخره پس از نقادیهای زیاد ، ادله جدیدی ( در خصوص طبیعیات ) بر له شکاکان میآورد . مسلک " کریتی سیسم " وی یک شکل جدید از اشکال مختلف و متنوع " سپتی سیسم " است ، و همچنین ماتریالیسم دیالکتیک که نسبی بودن حقیقت را ( در جمیع مسائل ) میپذیرد ، از لحاظ ارزش معلومات ، شکل دیگری از شکلهای آن است . ب . بعضی از دانشمندان ، حقیقت حاصل از تجربه را از آن جهت که جنبه احتمالی دارد و موجب یقین نیست " حقیقت نسبی " اصطلاح کردهاند در مقابل حقیقت ریاضی که موجب یقین و قطعیت است و آن را " حقیقت مطلق " اصطلاح کردهاند .