پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨ - بررسى نكتههاى حديث
اين موضوع درست به آن مىماند كه ما سوار يك قطار برقى شده باشيم كه انرژى لازم براى حركت را از سيم مخصوصى كه در سرتاسر جاده كشيده شده و با حلقهاى به آن مربوط است دريافت مىدارد، از نظر تكوينى ما آزاديم كه اين قطار را به هر سو كه مىخواهيم ببريم، به سوى مراكز پاك و در راه اهداف مقدّس و يا به سوى مراكز آلوده و در راههاى نامشروع، ولى در عين حال از نظر مقرّرات قانونى به ما دستور دادهاند كه مسير اوّل را بپيماييمنه مسير دوّم را.
بديهى است آن كس كه سرپرست مركز مولّد برق است، هر لحظه اراده كند، مىتواند جريان برق را قطع نمايد و قطار ما در جاى خود، در همان لحظه، ميخكوب خواهد شد، و در عين حال به ما مهلت مىدهد، تا مسير خود را انتخاب كنيم. در اين جا رفتن ما به يكى از اين دو مسير به طور قطع به او و به ما استناد دارد، ولى استناد به او هيچ گاه از ما سلب مسئوليّت نكرده و آثار تخديرى ندارد، بلكه با احساس آزادى به ما تحرّك مىبخشد.
مقصود از جمله «امر بين الامرين» نيز چيزى جز اين نيست و به تعبير فلسفى، در افعال انسان دو فاعل در طول هم قرار دارند، نه در عرض هم و به همين دليل تضادّى با يكديگر ندارند.
سؤال ديگر: ممكن است كسانى ايراد كنند كه چه اصرارى بر تعميم مسأله قضا و قدر تكوينى نسبت به اعمال انسانى داريد كه ناچار شويد خود را در مشكل «امر بين الامرين» قرار دهيد؟
پاسخ: روح بحث اين جاست كه طرفداران مذهب، دو اصل را غير قابل انكار مىدانند، يكى اصل «توحيد» كه يك شعبه آن توحيد افعالى است (تمام علل و اسباب جهان و اعمال و افعالى كه وجود پيدا مىكند از هستى خداوند سرچشمه مىگيرد)، ديگرى اصل عدالت پروردگار است كه ممكن نيست كسى را اجبار بر عملى كند و سپس بر آن