پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦ - بررسى نكتههاى حديث
١- تفسير قضا و قدر در اين جا، به قضا و قدر تشريعى فقط به خاطر اين است كه بحث در افعال و اعمال اختيارى بوده است نه امور تكوينى، يعنى ما هيچ گامى از روى هوا و هوس برنداشتيم بلكه همه به فرمان خدا و طبق برنامه او بوده ولى شخص سائل آن را يك نوع قضا و قدر تكوينى اجبارى پنداشته بود و به همين جهت آن را مخالف با مسأله اجر و پاداش كه وابسته به اختيار است، مىدانست و امام با تفسير خود از او رفع اشتباه كرد.
٢- اگر قضا و قدر تكوينى به معناى اجبار انسانها در اعمال خود و سلب اختيار از آنان باشد، مفاسد بىشمارى به وجود مىآيد كه امام به ده قسمت مهمّ آن اشاره فرموده است:
پاداش و كيفر، ظالمانه يا بىدليل خواهد بود، و وعد و وعيد، لغو و بيهوده و امر و نهى، بىاثر و ملامت گنهكاران، همانند ستايش نيكوكاران، نادرست، حتّى نيكوكار از بدكار براى ستايش شايستهتر نيست، همان طور كه بدكاران به مذمّت از نيكوكاران سزاوارتر نخواهند بود.
٣- در ذيل حديث، امام عليه السلام مىفرمايد: جبر يكى از عقايد كهنه بتپرستان است همان طور كه شيطان طبق آيه:
«رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِى ...». [١]
پيرو منطق جبر بوده، بنابراين امام، جبريّون را جنود شيطان معرّفى مىكند و همان طور كه مجوس نيز با اعتقاد به ثنويّت و استناد هر موجود «خير» به «يزدان» و استناد هر موجود «شر» به «اهريمن» به يك نوع جبر، اعتقاد داشتند، به همين جهت قدريّون (جبريّون) را مجوس اين امّت شمرده است.
٤- جمله «لم يعص مغلوباً و لم يطع مكرهاً» اشاره به همان مسأله «امر بين الامرين» در قضاوقدر تكوينى است كه شرح آن به زودى خواهد آمد.
[١]. سوره حجر، آيه ٣٩.