پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٥ - اشتباهات فرويد
اشتباه نموده است و فرضيّه او در اين زمينه از جهاتى به «فرضيّه ترس» شباهت دارد كه اشكالات آن مورد بررسى قرار گرفت.
٧- تجديد نظر فرويد
جالب اين كه از پارهاى از سخنان فرويد استفاده مىشود كه او در اواخر كار خود، به وجود دادگاه درونى و محكمه وجدان اعتراف نموده، به طورى كه «فليسين شاله» در كتاب «فرويد و فرويديسم» نقل كرده:
«فرويد در يكى از آخرين آثار خود به نام كنفرانسهايى در خصوص پسيكاناليز مىنويسد: ما مجبور شدهايم وجود يك محكمه داورى مخصوص را در حيات نفسانى كه داراى نقش انتقاد و امتناع است، بپذيريم».
روشن است كه منظور او يك اجبار علمى و منطقى است، نه يك اجبار اجتماعى، زيرا او از بىپرواترين و جسورترين افراد در ابراز عقايد خود- هر چند بر ضدّ افكار محيط بود- محسوب مىشد.
ممكن است پذيرش وجود محكمه داورى در روان انسان از طرف فرويد به دليل اين باشد كه او مسائل روشنى را همچون زشتى ريختن خون بىگناهان، ستم بر بىپناهان، دامن زدن به آتش فتنه و فساد، افروختن شعلههاى جنگ، يا به عكس زيبايى عدالت، صلح، امنيّت و مانند آنها را كه به اصطلاح جزء «مستقلّات عقليّه» است، كه هر صاحب خردى بدون نياز به چيزى جز لحظهاى انديشيدن، به آنها اعتراف مىكند، نتوانسته است با ميل جنسى و يا داستان «قبيله نخستين» پيوند منطقى دهد، به خصوص، اين كه او در دوران عمر خود ناظر دو جنگ جهانى و پى آمدهاى دردناك آنها بود، و در اواخر زندگيش طوفانى به سوى مسكن او برخاست و او را از آن به دور افكند، يعنى در سال ١٩٣٨، الحاق اتريش به يك آلمان ضدّ يهود صورت