پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٣ - اشتباهات فرويد
طفره رفتن از شناخت واقعيّت وجود انسان است. كسانى كه تنها به غرايز انسان مىنگرند، در حقيقت تنها نيمى از وجود او را شناختهاند، و به اشتباه، پديدههايى كه ناشى از نيم ديگر است به نيمى كه شناختهاند نسبت مىدهند، و اگر پاى عقل و هوش و درك آدمى را از جهان بيرون و درون خود به ميان آوريم، محاسبات آنان به هم خواهد خورد.
٦- اشتباهات فرويد در تحليل مذهب
در مورد تحليل مسائل مذهبى و به اصطلاح «پسياكاناليزم مذهب» فرويد علاوه بر اشتباهاتى كه در اصل فرضيّه داشته، مرتكب اشتباهات تازهاى شده است، زيرا:
الف) اگر او حالات قبايل وحشى را كاوش كرده، چرا از ميان آنها تنها جمعيّتى را براى مطالعات خود انتخاب نموده كه به «توتميسم» قائل هستند؟ در پاسخ بايد گفت: چون با فرضيّه او سازگارترند، در حالى كه نه تمام قبايل وحشى قائل به «توتم» هستند، و نه اعتقادات آنها به طور قطع دليلى براى معتقدات اسلاف انسان امروزى مىشود.
به علاوه او سخت كوشيده از ميان تمام مذاهب «مسيحيّت» را براى مطالعه برگزيند، البتّه مسيحيّت قرون وسطى كه خدا را به عنوان پدر خطاب مىكند. او حتّى مذهب قومى خودش، يعنى يهودىگرى را به كلّى فراموش كرده، زيرا در آيين يهود، چيزى كه بر قبيله موهوم و يا توتميسم تطبيق كند، پيدا نكرده است، علاوه بر اين آنها خدا را به عنوان پدر خطاب نمىكنند، لذا نظر فرويد تأمين نمىشود.
اين به آن معنى است كه ما براى اثبات يك فرضيّه، تنها به سراغ افراد و مصاديقى برويم كه با فرضيّه ما سازگارتر است و بقيّه را به كلّى ناديده بگيريم و اين به طور قطع يك روش محقّقانه نيست، زيرا يك محقّق ملزم است چشم باز كند و