پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٣ - بررسى منطق وهّابيان در مسأله شفاعت
عجيب اين كه آنها در نسبت شرك دادن به ساير مسلمانان و كسانى كه با عقايد آنان هماهنگى ندارند، اعمّ از سنّى و شيعه، به اندازهاى جرى و جسور هستند كه خون و مال مسلمانان ديگر را مباح و حلال مىشمرند و قتل آنها را بدون چون و چرا مجاز مىدانند، همان طور كه در تاريخ وهابيّت بارها در عمل نيز اين مطلب را نشان دادهاند.
«شيخ «سليمان بن لحمان» در كتاب «الهدية السنية» چنين مىگويد: كتاب و سنّت گواهى مىدهند بر اين كه هر كس فرشتگان و انبيا يا ابنعباس و ابوطالب و امثال آنان را به خاطر اين كه مقرّب درگاه الهى هستند واسطه ميان خود و خدا قرار دهد تا در پيشگاه خدا براى او شفاعت كنند، همان طور كه در نزد سلاطين شفاعت مىكنند، چنين كسانى كافر و مشركاند و خون و مال آنها مباح است، اگر چه «أشهدُ أنْ لا إلهَ إلّااللّه وَ أشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّهِ» بگويند و اگر چه نماز بخوانند و روزه بگيرند!». [١]
خشونت و يكدندگى و لجاجتى كه از اين گفتار مىبارد برهيچ كس مخفى نيست.
بررسى منطق وهّابيان در مسأله شفاعت:
از سخنان مؤسّس اين مسلك (محمّد بن عبد الوّهاب) مىتوان چنين نتيجهگيرى كرد كه آنها در نسبت دادن شرك به مسلمانانِ طرفدارِ شفاعت، در حقيقت روى دو مطلب زياد تكيه مىكنند:
١- مقايسه مسلمانان طرفدار شفاعت انبيا و صلحا با مشركان زمان جاهليّت.
٢- نهى صريح قرآن از عبادت و پرستش غير خدا «فَلَا تَدْعُواْ مَعَ اللَّهِ أَحَداً». [٢]
و اين كه تقاضاى شفاعت نوعى عبادت است.
[١]. الهدية السنية، ص ٦٦، بنا به نقل البراهين الجلية، ص ٨٣.
[٢]. سوره جن، آيه ١٨.