پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٥ - بررسى منطق وهّابيان در مسأله شفاعت
مىكنند و همان طور كه خواهيم گفت درخواست شفاعت، هيچ ارتباطى به مسأله عبادت ندارد.
بتپرستان از پرستش خداى يگانه وحشت داشتند و مىگفتند:
« «أَجَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً واحِداً إِنَّ هَذا لَشَىْءٌ عُجَابٌ»؛ آيا او به جاى اين همه خدايان، خداى واحدى قرار داده؟! اين به راستى چيز عجيبى است!». [١]
بتپرستان بتها را از نظر عبادت در رديف خداوند مىدانستند:
« «تَاللَّهِ إِنْ كُنَّا لَفِى ضَلالٍ مُّبِينٍ* إِذْ نُسَوِّيكُم بِرَبِّ الْعالَمِينَ»؛ به خدا سوگند ما در گمراهى آشكار بوديم چون شما را همتاى پروردگار عالميان قرار مىداديم». [٢]
همان طور كه تاريخ به روشنى گواهى مىدهد، بتپرستان به تأثير بتها در سرنوشت خود اعتقاد داشتند و آنها را منشأ اثر مىدانستند در حالى كه مسلمانانِ معتقد به شفاعت، تمام تأثير را از خدا مىدانند و براى هيچ موجودى استقلال در تأثير قائل نيستند؛ بنابراين مقايسه اين دو با يكديگر بسيار ظالمانه و دور از منطق است.
امّا در مورد دوّم بايد ببينيم «عبادت» چيست؟
تفسير عبادت به هر گونه خضوع و احترام، مفهومش اين است كه هيچ كس براى هيچ كس خضوع و احترامى نكند در حالى كه پذيرش اين نتيجه از طرف احدى باوركردنى نيست.
همچنين تفسير آن به هر گونه درخواست و تقاضا، معنايش اين است كه تقاضا و درخواست از هر كس شرك و بتپرستى باشد؛ اين نيز بر خلاف ضرورت عقل و دين است.
[١]. سوره ص، آيه ٥.
[٢]- سوره شعراء، آيه ٩٧ و ٩٨.