برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٣ - ادامه سوره نمل
(آيه ٦٦)- سپس در باره عدم آگاهى مشركان از قيامت و شك و ترديد و بىخبريشان مىفرمايد: «آنها اطلاع صحيحى در باره آخرت ندارند بلكه در اصل آن شك دارند بلكه نسبت به آن نابينايند»! (بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِي الْآخِرَةِ بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْها بَلْ هُمْ مِنْها عَمُونَ).
چرا كه نشانههاى آخرت در زندگى همين دنيا نمايان است: باز گشت زمين مرده به حيات در فصل بهار، بارور شدن درختانى كه در فصل زمستان از كار افتاده بود و مشاهده عظمت قدرت خدا در مجموعه آفرينش، همگى دليل بر امكان زندگى پس از مرگ است، اما آنها همچون نابينايان از كنار اين صحنهها مىگذرند.
(آيه ٦٧)- اين آيه منطق منكران رستاخيز را در يك جمله بيان مىكند؛ «كافران گفتند: آيا هنگامى كه ما و پدرانمان خاك شديم باز هم (از دل خاك) بيرون فرستاده خواهيم شد»؟ (وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَ إِذا كُنَّا تُراباً وَ آباؤُنا أَ إِنَّا لَمُخْرَجُونَ).
(آيه ٦٨)- سپس آنها مىافزايند: «اين وعده بىپايهاى است كه به ما و پدرانمان از پيش داده شده» و هرگز اثرى از آن نمايان نبوده و نيست (لَقَدْ وُعِدْنا هذا نَحْنُ وَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ).
«اينها جز همان افسانههاى پيشينيان نيست»، اينها اوهام و خرافات است (إِنْ هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ).
بنا بر اين نخست از استبعاد شروع مىكردند و بعد آن را پايه انكار مطلق قرار مىدادند.
ضمنا آنها با اين تعبير مىخواستند سخن پيامبر را در مورد قيامت تحقير كنند و بگويند: اين از وعدههاى كهنه و بىاساس است كه ديگران هم به نياكان ما دادهاند و مطلب تازهاى به نظر نمىرسد كه قابل بررسى و مطالعه باشد.
(آيه ٦٩)- در آيات گذشته سخن از انكار معاد از سوى كفار متعصب بود.
در اينجا به جاى اين كه دليلى براى آنها ذكر كند آنها را به مجازاتهاى الهى كه در پيش دارند تهديد و انذار مىكند.
روى سخن را به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كرده، مىگويد: «بگو: در روى زمين سير كنيد