برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٩ - شهادت يحيى!
حال كه چنين است و همه خطوط به او منتهى مىشود، «پس تنها او را پرستش كن» (فَاعْبُدْهُ). عبادتى توأم با توحيد و اخلاص.
و از آنجا كه در اين راه- راه بندگى و اطاعت و عبادت خالصانه خدا- مشكلات و سختيها فراوان است، اضافه مىكند: «و در راه عبادت او صابر و شكيبا باش» (وَ اصْطَبِرْ لِعِبادَتِهِ).
و در آخرين جمله مىگويد: «آيا مثل و مانندى براى او (خداوند) مىيابى»؟
(هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا).
اين جمله در حقيقت دليلى است بر آنچه در جمله قبل آمده، يعنى، مگر براى ذات پاكش شريك و مانندى هست كه دست به سوى او دراز كنى و او را پرستش نمائى؟! آيه ٦٦- شأن نزول: اين آيه و چهار آيه بعد در مورد «ابىّ بن خلف» يا «وليد بن مغيره» نازل شده كه قطعه استخوان پوسيدهاى را در دست گرفته بودند و آن را با دست خود نرم مىكردند و در برابر باد مىپاشيدند، تا هر ذرهاى از آن به گوشهاى پراكنده گردد، و مىگفتند: محمّد را بنگريد كه گمان مىكند خداوند ما را بعد از مردن و پوسيده شدن استخوانهايمان مثل اين استخوان، بار ديگر زنده مىكند، چنين چيزى ابدا ممكن نيست! تفسير: در آيات گذشته بحثهاى قابل ملاحظهاى در باره رستاخيز و بهشت و دوزخ به ميان آمد. در اين آيه گفتار منكران معاد را چنين بازگو مىكند «و انسان مىگويد: آيا هنگامى كه من مردم، در آينده زنده مىشوم و سر از قبر بر مىدارم»؟! (وَ يَقُولُ الْإِنْسانُ أَ إِذا ما مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَيًّا). يعنى چنين چيزى امكان ندارد.
(آيه ٦٧)- بلا فاصله با همان لحن و تعبير به آن پاسخ مىگويد: «آيا انسان (اين واقعيت را) به ياد نمىآورد كه ما او را پيش از اين آفريديم، و او ابدا چيزى نبود»؟! (أَ وَ لا يَذْكُرُ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ يَكُ شَيْئاً).
(آيه ٦٨)- در اين آيه با لحن بسيار قاطع، منكران معاد و گنهكاران بىايمان را تهديد كرده، مىگويد: «قسم به پروردگارت كه ما همه آنها را با شياطينى (كه آنان را