برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧ - جنبههاى آموزنده اين داستان
است مكن، تكيهگاه بحث تو در اين امور تنها بايد وحى الهى باشد.
چرا كه «هيچ چيز سخنان او را دگرگون نمىكند» و در گفتار و معلومات او تغيير و تبديل راه ندارد (لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ).
كلام و علم او همچون علم و كلام بندگان نيست كه هر روز بر اثر كشف و آگاهى تازهاى دستخوش تغيير و تبديل شود.
روى همين جهات در پايان آيه مىفرمايد: «و هرگز پناهگاهى جز او نمىيابى» (وَ لَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً).
جنبههاى آموزنده اين داستان-
اين ماجراى عجيب تاريخى كه قرآن آن را خالى از هر گونه خرافه و مطالب بىاساس و ساختگى آورده است، مانند همه داستانهاى قرآن مملو از نكات سازنده تربيتى است.
الف) نخستين درس اين داستان همان شكستن سد تقليد و جدا شدن از هم رنگى با محيط فاسد است. اصولا انسان بايد «سازنده محيط» باشد نه «سازش كار با محيط» و به عكس آنچه سست عنصران فاقد شخصيت مىگويند:
«خواهى نشوى رسوا هم رنگ جماعت شو» افراد با ايمان و صاحبان افكار مستقل مىگويند: «همرنگ جماعت شدنت رسوايى است»! ب) «هجرت» از محيطهاى آلوده، درس ديگرى از اين ماجراى عبرتانگيز است.
ج) «تقيه» به معنى سازندهاش درس ديگر اين داستان است، و مىدانيم تقيّه چيزى جز اين نيست كه انسان موضع واقعى خود را در جايى كه افشاگرى بىنتيجه است مكتوم دارد تا نيروى خود را براى موقع مبارزه و ضربه زدن بر دشمن حفظ كند.
د) عدم تفاوت در ميان انسانها در مسير اللّه و قرار گرفتن «وزير» در كنار «چوپان» و حتى سگ پاسبانى كه راه آنها را مىسپرد، درس ديگرى در اين زمينه است، تا روشن شود امتيازات دنياى مادّى، و مقامات مختلف آن كمترين تأثيرى در جدا كردن صفوف رهروان راه حق ندارد كه راه حق راه توحيد است و راه توحيد راه يگانگى همه انسانهاست.