برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٨ - ادامه سوره نمل
آغاز جزء بيستم قرآن مجيد
ادامه سوره نمل
(آيه ٥٦)- آنجا كه پاكدامنى عيب بزرگى است! اكنون ببينيم اين قوم كثيف و آلوده در پاسخ اين گفتار منطقى لوط چه گفتند؟
قرآن مىگويد: «آنها پاسخى جز اين نداشتند كه به يكديگر گفتند: خاندان لوط را از شهر و ديار خود بيرون كنيد، چرا كه اينها افرادى پاكند» و حاضر نيستند خود را با ما هماهنگ كنند! (فَما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُناسٌ يَتَطَهَّرُونَ).
جوابى كه بيانگر انحطاط فكر و سقوط فوقالعاده اخلاقى آنها بود.
آرى! در محيط آلودگان، پاكى جرم است و عيب! يوسفهاى پاكدامن را به جرم عفت و پارسايى به زندان مىافكنند، و خاندان پيامبر بزرگ خدا «لوط» را به خاطر پرهيزشان از آلودگى و ننگ به تبعيد تهديد مىكنند، اما زليخاها آزادند و صاحب مقام! و قوم لوط بايد در شهر و ديار خود آسوده بمانند!
(آيه ٥٧)- در روايات آمده است كه لوط حدود سى سال آنها را تبليغ كرد ولى جز خانوادهاش- آن هم به استثناى همسرش كه با مشركان هم عقيده شد- به او ايمان نياوردند.
بديهى است چنين گروهى كه اميد اصلاحشان نيست جائى در عالم حيات ندارند و بايد طومار زندگانيشان در هم پيچيده شود.
لذا در اين آيه مىگويد: «پس ما لوط و خاندانش را رهايى بخشيديم به جز همسرش كه مقدر كرديم او جزء باقيماندگان باشد» (فَأَنْجَيْناهُ وَ أَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ قَدَّرْناها مِنَ الْغابِرِينَ).
(آيه ٥٨)- و پس از بيرون آمدن آنها در موعد معين- در سحرگاه شبى كه شهر غرق فساد و ننگ بود- پس از آن كه صبحگاهان فرا رسيد «بارانى (از سنگ) بر آنها فرستاديم (وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً). كه همگى زير آن مدفون شدند، و اين بعد از آن بود كه زلزله وحشتناكى سر زمين آنها را بكلى زير و رو كرد.