برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨١ - فضيلت تلاوت سوره
(آيه ١٠٣)- سر انجام در پايان اين بخش از سر گذشت ابراهيم همان دو آيه تكان دهنده را كه در پايان داستان موسى و فرعون آمده بود و در پايان داستان انبياء ديگر نيز در همين سوره خواهد آمد، تكرار مىفرمايد: «در اين ماجرا نشانه بزرگى است (بر عظمت و قدرت خدا و سر انجام دردناك گمراهان و پيروزى مؤمنان) اما بيشترشان مؤمن نبودند» (إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ).
(آيه ١٠٤)- «و پروردگار تو پيروز و شكستناپذير و رحيم و مهربان است» (وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ).
تكرار اين جملهها دلدارى مؤثرى است براى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و مؤمنان اندك در آن روز، و همچنين اقليتهاى مؤمن در هر عصر و زمان تا از اكثريت گمراه وحشت نكنند و به عزّت و رحمت الهى دلگرم باشند و هم تهديدى است براى گمراهان و اشارهاى است به اين كه اگر مهلتى به آنها داده مىشود، نه از جهت ضعف است بلكه به خاطر رحمت است.
(آيه ١٠٥)- قرآن بعد از پايان ماجراى ابراهيم سخن از قوم نوح به عنوان يك ماجراى آموزنده ديگر به ميان مىآورد.
نخست مىگويد: «قوم نوح، رسولان را تكذيب كردند» (كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِينَ).
چرا كه همه پيامبران از نظر اصول يكى بودند و تكذيب نوح تكذيب همه رسولان محسوب مىشد.
(آيه ١٠٦)- سپس به اين فراز از زندگى او كه شبيه فرازهايى است كه در گذشته از ابراهيم و موسى نقل شد اشاره كرده، مىگويد: به خاطر بياور «هنگامى را كه برادرشان نوح به آنها گفت: آيا پرهيز كارى پيشه نمىكنيد» (إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَ لا تَتَّقُونَ).
تعبير به «برادر» تعبيرى است كه نهايت پيوند محبتآميز را بر اساس مساوات و برابرى مشخص مىكند و به همه رهبران راه حق الهام مىبخشد كه بايد در دعوت خود نهايت محبت و صميميت توأم با دورى از هر گونه تفوق طلبى را رعايت كنند،