برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٤ - توحيد يك جاذبه نيرومند درونى!
كفران پيش مىگيرند» و به اين راه همچنان ادامه مىدهند (وَ لَئِنْ أَرْسَلْنا رِيحاً فَرَأَوْهُ مُصْفَرًّا لَظَلُّوا مِنْ بَعْدِهِ يَكْفُرُونَ).
آنها افراد ضعيف و كم ظرفيتى هستند و آن چنانند كه قبل از آمدن باران مأيوس و بعد از نزول آن، بسيار شادند، و اگر روزى باد سمومى بوزد و زندگى آنان موقتا گرفتار مشكلاتى گردد، فريادشان بلند مىشود و زبان به كفر مىگشايند.
به عكس مؤمنان راستين كه از نعمت خدا شادند و شكرگزار و در مصائب و مشكلات صبورند و شكيبا، دگرگونيهاى زندگى مادى هرگز در ايمان آنها، كمترين خللى وارد نمىكند، و همچون كوردلان ضعيف الايمان با وزش يك باد مؤمن و با وزش باد ديگر كافر نمىشوند.
(آيه ٥٢)- در اين آيه و آيه بعد به تناسب بحثى كه در آيه قبل آمد، مردم را به چهار گروه تقسيم مىكند:
گروه مردگان، يعنى آنها كه هيچ حقيقتى را درك نمىكنند هر چند ظاهرا زندهاند.
و گروه ناشنوايان كه آمادگى براى شنيدن سخن حق ندارند.
و گروهى كه از ديدن چهره حق محرومند.
و سر انجام گروه مؤمنان راستين كه دلهايى دانا، و گوشهايى شنوا، و چشمهايى بينا دارند.
نخست مىگويد: «تو نمىتوانى سخنان حق خود را به گوش مردگان برسانى» و اندرزهاى تو در دل آنان كه دلمردهاند اثر ندارد (فَإِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى).
و نيز «تو نمىتوانى سخنت را به گوش كران برسانى مخصوصا هنگامى كه روى مىگردانند و پشت مىكنند» (وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ).
(آيه ٥٣)- و همچنين «تو نمىتوانى نابينايان را از گمراهيشان هدايت كنى» (وَ ما أَنْتَ بِهادِ الْعُمْيِ عَنْ ضَلالَتِهِمْ).
«تنها سخنان حقت را مىتوانى به گوش كسانى برسانى كه به آيات ما ايمان مىآورند و در برابر حق تسليمند» (إِنْ تُسْمِعُ إِلَّا مَنْ يُؤْمِنُ بِآياتِنا فَهُمْ مُسْلِمُونَ).