برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٣ - شهادت يحيى!
(آيه ٧٧)- يك تفكر خرافى و انحرافى! بعضى از مردم معتقدند كه ايمان و پاكى و تقوا با آنها سازگار نيست! و سبب مىشود كه دنيا به آنها پشت كند، در حالى كه با بيرون رفتن از محيط ايمان و تقوا، دنيا به آنها رو خواهد كرد، و مال و ثروت آنها زياد مىشود! در عصر و زمان پيامبر- همچون عصر ما- افراد نادانى بودند كه چنين پندار خطرناكى داشتند و يا لا اقل تظاهر به آن مىكردند.
قرآن در اينجا- به تناسب بحثى كه قبلا پيرامون سر نوشت كفار و ظالمان بيان شد- از اين طرز فكر و عاقبت آن سخن مىگويد.
نخست مىفرمايد: «آيا ديدى كسى را كه به آيات ما كافر شد، و گفت: مسلما اموال و فرزندان فراوانى نصيبم خواهد شد»! (أَ فَرَأَيْتَ الَّذِي كَفَرَ بِآياتِنا وَ قالَ لَأُوتَيَنَّ مالًا وَ وَلَداً).
(آيه ٧٨)- سپس قرآن به آنها چنين پاسخ مىگويد: «آيا او از اسرار غيب آگاه شده يا از خدا عهد و پيمانى در اين زمينه گرفته است»؟! (أَطَّلَعَ الْغَيْبَ أَمِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً).
كسى مىتواند چنين پيشگويى كند و رابطهاى ميان كفر و دارا شدن مال و فرزندان قائل شود كه آگاه بر غيب باشد، زيرا ما هيچ رابطهاى ميان اين دو نمىبينيم، و يا عهد و پيمانى از خدا گرفته باشد، چنين سخنى نيز بىمعنى است.
(آيه ٧٩)- بعد با لحن قاطع اضافه مىكند: «اين چنين نيست (هرگز كفر و بىايمانى مايه فزونى مال و فرزند كسى نخواهد شد) ما به زودى آنچه را مىگويد، مىنويسيم» (كَلَّا سَنَكْتُبُ ما يَقُولُ).
آرى! اين سخنان بىپايه كه ممكن است مايه انحراف بعضى از ساده لوحان گردد همه در پرونده اعمال آنها ثبت خواهد شد.
«و ما عذاب خود را بر او مستمر خواهيم داشت» عذابهايى پى در پى و يكى بالاى ديگر (وَ نَمُدُّ لَهُ مِنَ الْعَذابِ مَدًّا). اين مال و فرزندان كه مايه غرور و گمراهى است، خود عذابى است مستمر براى آنها!