برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٥ - فضيلت تلاوت سوره
لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ).
(آيه ١٩)- «سليمان از شنيدن اين سخن مورچه تبسم كرد و خنديد» (فَتَبَسَّمَ ضاحِكاً مِنْ قَوْلِها).
در اينجا سليمان رو به درگاه خدا كرد و چند تقاضا نمود.
نخست اين كه: «عرضه داشت: پروردگارا! راه و رسم شكر نعمتهايى را كه بر من و پدر و مادرم ارزانى داشتهاى به من الهام فرما» (وَ قالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلى والِدَيَّ).
تا بتوانم با بسيج همه نيروهايم اين همه نعمتهاى عظيم را در راهى كه تو فرمان دادهاى و مايه خشنودى توست به كار گيرم و از مسير حق منحرف نگردم.
ديگر اين كه مرا موفق دار «تا عمل صالحى به جاى آورم كه تو از آن خشنود مىشوى» (وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ).
و بالاخره سومين تقاضايش اين بود كه عرضه داشت: پروردگارا! «مرا به رحمتت در زمره بندگان صالحت داخل گردان» (وَ أَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبادِكَ الصَّالِحِينَ).
يعنى هدف نهايى به دست آوردن قدرت، انجام عمل صالح است و عمل صالح نيز مقدمهاى است براى جلب خشنودى و رضاى خدا كه هدف نهايى است.
(آيه ٢٠)- داستان هدهد و ملكه سبا: در اينجا به فراز ديگرى از زندگى شگفتانگيز سليمان اشاره كرده، و ماجراى هدهد و ملكه سبا را باز گو مىكند.
نخست مىگويد: «سليمان در جستجوى آن پرنده [هدهد] بر آمد» (وَ تَفَقَّدَ الطَّيْرَ).
اين تعبير به وضوح بيانگر اين حقيقت است كه او به دقت مراقب وضع كشور و اوضاع حكومت خود بود و حتى غيبت يك مرغ از چشم او پنهان نمىماند! بدون شك منظور از پرنده در اينجا همان هدهد است، چنانكه در ادامه سخن، قرآن مىافزايد، سليمان «گفت: مرا چه شده است كه هدهد را نمىبينم» (فَقالَ ما لِيَ لا أَرَى الْهُدْهُدَ).