برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٥ - ادامه سوره فرقان
در دنباله آيه به آنها چنين پاسخ مىگويد: «اين به خاطر آن است كه قلب تو را به وسيله آن محكم داريم و (از اين رو) آن را به تدريج بر تو خوانديم» (كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ وَ رَتَّلْناهُ تَرْتِيلًا).
قرآن مجموعهاى است از اوامر و نواهى، احكام و قوانين، تاريخ و موعظه، و مجموعهاى از استراتژى و تاكتيكهاى مختلف در برخورد با حوادثى كه در مسير امت اسلامى به سوى جلو پيش مىآمده است.
چنين كتابى كه همه برنامه حتى قوانين كلى را از طريق حضور در صحنههاى زندگى مردم تبيين و اجرا مىكند امكان ندارد قبلا يكجا تدوين و تنظيم شود، اين بدان مىماند كه رهبر بزرگى براى پياده كردن انقلاب تمام اعلاميهها و بيانيهها و امر و نهىهايش را كه به مناسبتهاى مختلف ايراد مىشود يكجا بنويسد و نشر دهد، آيا هيچ كس مىتواند چنين سخنى را عاقلانه بداند؟!
(آيه ٣٣)- سپس براى تأكيد بيشتر روى پاسخ فوق مىفرمايد: «آنها هيچ مثلى براى تو نمىآورند (و هيچ بحث و سخنى را براى تضعيف دعوت تو طرح نمىكنند) مگر اين كه ما حق را براى تو مىآوريم، و تفسيرى بهتر» و پاسخى دندان شكن كه در برابر آن ناتوان شوند! (وَ لا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْناكَ بِالْحَقِّ وَ أَحْسَنَ تَفْسِيراً).
(آيه ٣٤)- و از آنجا كه اين دشمنان كينهتوز و مشركان متعصب و لجوج بعد از مجموعه ايرادات خود چنين استنتاج كرده بودند كه محمّد و يارانش با اين صفات و اين كتاب و اين برنامههايى كه دارند بدترين خلق خدايند- العياذ باللّه- و چون ذكر اين سخن با كلام فصيح و بليغى همچون قرآن تناسب نداشت در اين آيه خداوند به پاسخ اين سخن مىپردازد بىآنكه اصل گفتار آنها را نقل كند، مىگويد:
تو گمراه نيستى «آنان كه بر صورتهايشان به سوى جهنم محشور مىشوند بدترين محل را دارند و گمراهترين افرادند» (الَّذِينَ يُحْشَرُونَ عَلى وُجُوهِهِمْ إِلى جَهَنَّمَ أُوْلئِكَ شَرٌّ مَكاناً وَ أَضَلُّ سَبِيلًا).
اين از يك سو نشانه خوارى و ذلّت آنهاست، چرا كه آنها در دنيا نهايت كبر