برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٧ - ادامه سوره نمل
(آيه ٨١)- باز اگر آنها به جاى گوش شنوا چشم بينايى داشتند، در اين صورت گر چه صدا به گوش آنها نمىرسيد، اما ممكن بود با علامت و اشاره صراط مستقيم را پيدا كنند، اما افسوس كه آنها نابينا هم هستند «و تو نمىتوانى نابينايان را از گمراهيشان باز گردانى» و هدايت كنى (وَ ما أَنْتَ بِهادِي الْعُمْيِ عَنْ ضَلالَتِهِمْ).
و به اين ترتيب تمام راههاى درك حقيقت به روى آنها بسته است، قلبهايشان مرده، گوشهاشان كر و چشمهاشان نابيناست.
«تو فقط مىتوانى سخن خود را به گوش كسانى برسانى كه آماده پذيرش ايمان به آيات ما هستند و در برابر حق تسليمند» (إِنْ تُسْمِعُ إِلَّا مَنْ يُؤْمِنُ بِآياتِنا فَهُمْ مُسْلِمُونَ).
(آيه ٨٢)- از آنجا كه در آيات گذشته سخن از استعجال كفار در مورد عذاب و يا تحقق رستاخيز بود.
در اينجا اشاره به قسمتى از حوادثى كه در آستانه رستاخيز صورت مىگيرد كرده، و سر نوشت دردناك اين منكران لجوج را مجسم مىسازد.
مىگويد: «و هنگامى كه فرمان عذاب فرا مىرسد (و آنها در آستانه رستاخيز قرار مىگيرند) جبنبدهاى را از زمين، براى آنان خارج مىكنيم كه با آنها سخن مىگويد، و سخنش اين است كه مردم به آيات ما (خدا) ايمان نمىآوردند» (وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ).
«دَابَّةُ الْأَرْضِ» در روايات متعددى بر شخص امير مؤمنان على عليه السّلام تطبيق شده است و با در نظر گرفتن احاديث فراوان مىتوان از آن مفهوم كلىترى را استفاده كرد كه بر هر يك از پيشوايان بزرگ كه در آخر زمان قيام و حركت فوقالعاده مىكنند و حق و باطل و مؤمن و كافر را از هم مشخص مىسازند منطبق مىشود.
(آيه ٨٣)- سپس به يكى ديگر از نشانههاى رستاخيز اشاره كرده، مىگويد:
به خاطر بياور «روزى را كه ما از هر امتى گروهى را از كسانى كه آيات ما را تكذيب مىكردند محشور مىكنيم، و آنها را نگه مىداريم تا به يكديگر ملحق شوند» (وَ يَوْمَ