برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٦ - تفاوت «عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ» و «عِلْمُ الْكِتابِ»
اوست كه شما را به خاطر اعمالتان گرفتار اين مصائب ساخته و اعمال شماست كه در پيشگاه او چنين مجازاتى را سبب شده.
اين در حقيقت يك آزمايش بزرگ الهى براى شماست «آرى شما گروهى هستيد كه آزمايش مىشويد» (بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ).
اينها آزمايشهاى الهى است، تا كسانى كه شايستگى و قابليت دارند، از خواب غفلت بيدار شوند، و خود را اصلاح كنند.
(آيه ٤٨)- توطئه نه گروهك مفسد در وادى القرى در اينجا بخش ديگرى از داستان صالح و قومش را مىخوانيم كه بخش گذشته را تكميل كرده و پايان مىدهد، و آن مربوط به توطئه قتل صالح از ناحيه نه گروهك كافر و منافق و خنثى شدن توطئه آنهاست.
مىگويد: «در آن شهر (وادى القرى) نه گروهك بودند كه (هميشه) فساد در زمين مىكردند و اصلاح نمىكردند» (وَ كانَ فِي الْمَدِينَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَ لا يُصْلِحُونَ).
(آيه ٤٩)- مسلما با ظهور صالح و آيين پاك و مصلح او، عرصه بر اين گروهكها تنگ شد، اينجا بود كه طبق اين آيه «گفتند: بياييد قسم ياد كنيد به خدا كه بر او [صالح] و خانوادهاش شبيخون مىزنيم (و آنها را به قتل مىرسانيم) سپس به ولىّ دم او مىگوييم: ما هرگز از هلاكت خانواده او خبر نداشتيم و در اين گفتار خود صادق هستيم»! (قالُوا تَقاسَمُوا بِاللَّهِ لَنُبَيِّتَنَّهُ وَ أَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِيِّهِ ما شَهِدْنا مَهْلِكَ أَهْلِهِ وَ إِنَّا لَصادِقُونَ).
(آيه ٥٠)- هنگامى كه آنها در گوشهاى از كوه بر سر راه صالح به معبدش كمين كرده بودند كوه ريزش كرد و صخره عظيمى از بالاى كوه سرازير شد و آنها را در لحظهاى كوتاه در هم كوبيد و نابود كرد! لذا قرآن مىگويد: «آنها نقشه مهمى كشيدند و ما هم نقشه مهمى كشيديم، در حالى كه آنها خبر نداشتند»! (وَ مَكَرُوا مَكْراً وَ مَكَرْنا مَكْراً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ).