برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠١ - فضيلت تلاوت سوره
(آيه ٢٠٧)- «اين تمتع و بهره گيرى از دنيا براى آنها سودى نخواهد داشت» (ما أَغْنى عَنْهُمْ ما كانُوا يُمَتَّعُونَ).
به فرض كه به آنها مهلت جديدى داده شود- كه بعد از اتمام حجت داده نخواهد شد- آيا كارى جز تمتع و بهره گيرى بيشتر از مواهب مادى خواهند داشت؟
آيا آنها به جبران گذشته خواهند پرداخت؟ مسلما نه.
(آيه ٢٠٨)- در اينجا سؤال يا سؤالهايى پيش مىآيد و آن اين كه: اصولا با توجه به علم خداوند به آينده هر قوم و گروه چه نيازى به مهلت است؟
به علاوه با اين كه امتهاى گذشته پى در پى به تكذيب انبيا برخاستند، چرا باز پيامبران پشت سر هم مىآيند و انذار و تبليغ مىكنند؟
قرآن در پاسخ مىگويد: اين سنت ما است كه «ما هيچ شهر و ديارى را هلاك نكرديم مگر اين كه انذار كنندگانى براى آنها بود» و پيامبرانى به اتمام حجت و موعظه و اندرز كافى برخاستند (وَ ما أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا لَها مُنْذِرُونَ).
(آيه ٢٠٩)- «تا متذكّر شوند» و بيدار گردند، و امكان براى بازگشت داشته باشند (ذِكْرى).
و اگر بدون اتمام حجت، بوسيله بيم دهندگان الهى و بيدار باش رسولان پروردگار، آنها را مجازات مىكرديم، ظلم بود، در حالى كه «ما هرگز ستمكار نبوديم» و اصلا ظلم و ستم شايسته ما نيست (وَ ما كُنَّا ظالِمِينَ).
اين ظلم است كه گروهى غير ظالم را هلاك كنيم، و يا ظالمان را بدون اتمام حجت كافى.
(آيه ٢١٠)- سپس به پاسخ يكى ديگر از بهانهها، يا تهمتهاى نارواى دشمنان قرآن مىپردازد كه مىگفتند: محمّد صلّى اللّه عليه و آله با فردى از جنّ! مربوط است، و او اين آيات را تعليمش مىدهد! در حالى كه قرآن تأكيد مىكند اين آيات از سوى پروردگار جهانيان نازل شده است.
در اينجا اضافه مىكند: «شياطين و جنيان اين آيات را نازل نكردند» (وَ ما تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّياطِينُ).